تبليغاتX
نيروي برتر
نيروي برتر
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
یک هفته گذشت ...  
امروز خیلی روز غمگین و دردناکی بود... مخصوصا تا حدود ساعت ۸... همش این جمله توی ذهنم تکرار میشد که هفته پیش همین موقع پونا زنده بود...

روابطم با آقای و خوب نیست هنوز اما اونم سعی نکرده بهترش بکنه. من اینجا بودم من زجر بچه امو دیدم. من همش بهش گفتم بیا. جلوی چشمای من از بین رفت. من اون صحنه ها رو دیدم. حالا بازم من باید از دل ایشون در بیارم؟

امروز داتیس یهو از جاش بلند شد و از خونه دوید بیرون بعد از چند دقیقه برگشت و گفت مامان سه هزار تومن بده. من گفتم چرا؟ گفت بده تا بگم. منم بهش دادم. بعد دیدم با یه گلدون کوچولو اومد و گفت یارو که فروشنده دوره گرد بوده گفته اسمش سانازه... داتیس گفت اینو به یاد پونا توی باغچه حیاط می کاره. بعدش هممون اون گلهای کوچیکو بوس کردیم و گریه مون گرفت.

این روزا پناه همش میره جاهایی میشینه که قبلا پونا می نشست. مثلا روی مبل اون نقطه ای که معمولا پونا می نشست الان گاهی پناه میشینه.

فرنوشا خیلی ناراحت و عصبیه. خواستم به توصیه خاطره جون ورزان رو بیارم خونه که نیومد. یک عالم فحش داد و گریه کرد اما نیومد. دوستم هم گفت بذار باشه. من توصیه های خاطره جون رو براش تکرار کردم اما دوستم گفت بذار پیش من باشه میبینی که نمیاد. شنبه یا یکشنبه بازم میرم دنبالش.

داتیس و برزین خیلی ماهن. دلم ریش میشه غم و اندوهشون رو میبینم. پناه هم گاهی خیلی خوشه و در حال بازی و شیطونی اما گاهی خیلی توی خودش میره و گریه زاری... گاهی به یک نقطه خیره میشه انگار یکیو می بینه.

گاهی حس گناه می کنم. چون بعضی از بچه ها گفتن عکسشو گذاشتی چشمش زدن. اما خب من که قربونی کردم. صدقه میدادم. در ضمن اینهمه وبلاگ که مامانا عکسای دسته گلاشونو و شرح روزمره گی شونو می نویسن... من که خیلی کم عکس گذاشتم... فکر نمی کنم اینطور بوده باشه... نمی دونم. یک عکس غمگین از پناه دارم با اون لباسی که مامانم براش گرفت... حقیقتش نمی دونم درسته بذارم یا نه.

احساس می کنم غمم باعث شده به بچه های دیگه ام نرسم. یک حس سنگینی خاص و دردآور... امروز از... تماس داشتم که گفتن خانوم اگه روی پرونده ها کار نمی کنین لطفا واگذارشون کنین. نوبت دادگاه بعضیا نزدیکه. تصمیم گرفتم از فردا تمرکز کنم روی کارام... همینطور بچه ها... می خوام دوباره از فردا جدول بذارم. به کار و رژیم و بچه ها برسم... برزین دیروز با خجالت به من گفت مامان دیگه روز تقلب نمی گیریم؟ گفتم چرا عسلم... همه چی داریم. بستنی و بقیه چیزا... می خوای زنگ بزنم پیتزا بیارن؟ گفت تا تو نخوری من نمی خوام. می خوام براشون دوباره روز یکشنبه روز تقلب بذارم و با هم بریم بیرون. روزهایی به یاد پونا.. می خوام صبح حلیم درست کنم. بستنی با هم بخوریم. می خوام تا میتونم خودمو مشغول کنم. می خوام برای صبحش سالاد الویه درست کنم. با هم شیرینی مربایی بخوریم... به یاد پونای گلم که عااااااااااشق روزای تقلب بود... درک می کرد که یه روزای خاصی منم با بقیه هی می خورم... با هم میریم رستوران... دوست من میاد باهامون...

پونا با ماست... همیشه هم با ما میمونه. پونا عشق منه. فرشته منه... پونای من منو ببخش که کوتاهی کردم. داغت بدجوری توی دلم مونده... من عاشقتم عروسک من. چرا نمی یای به خوابم عزیزم؟ کلوچه من؟

چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388
چهارشنبه گذشته در چنین روزی ...  
نمی تونم به این راحتی بپذیرم که پونا به این آسونی رفت. بدون دلیل مشخصی... الان حدود ۱۳۳ ساعت می گذره... هفته پیش همین موقع پونای نازنینم خوب بود. با اون چشمای قشنگش مدام منو تعقیب می کرد. خوشحال بودم که خوبه فقط یکم بی حاله.

دردوونه جون نکات خیلی خیلی مهمی رو بهشون اشاره کردی. ازت ممنونم. حتما پیگیرش میشم. نکاتی که در مورد اسپری لیدوکائین گفتی رو اصلا نمی دونستم. خدا ازشون نگذره. خاطره جون ممنون از نکاتی که در مورد رفتارهای ورزان گفتی. چشم حتما میارمش خونه و نکاتی رو که گفتی رعایت می کنم ببینم چی میشه. کپل مهربونم... دوست گلم از مهربونی هات ممنونم.

خوش هیکل جون از اینکه اینهمه همدردی می کنی شرمنده ام. ممنونم. نمی دونی چقدر برام با ارزشن. زهره جونم. ملک محمد... بانو جون... شیدولی عزیز... پریسای نازنین... آرام خانم خواهر الهام جون... خود الهام مهربون و عزیزم... عسل دوست داشتنی و همراه همیشگی من... نازنین جون. گل دختر عزیز... آمانیتای خوبم... مریم عزیزم... راضیه خوب و دوست داشتنی من... گلاب خوش قلب و مهربونم... مهدیه جون... سیما جون...سارا جونم... کیک فنجونی عزیزم... و همه دوستانی که روزهای پیشین برام نوشتین... از جمله دکتر سارای گلم... خیلی خیلی ممنونم.  از صمیم قلب...

امروز چهارشنبه است... بر اساس تقویم رژیمی روز تقلبه یعنی روز آزاد در خوردن. امروز تا الان که چیزی جز یک چایی و دو قند نتونستم بخورم چون همش چهارشنبه هفته پیش جلوی چشممه... همه امروز یکم آرومتریم و من احساس گناه می کنم. تمام کارام عقب افتاده ن و دو سه تا اعتراض هم در این رابطه داشتم. چقدر یه عده باید نفهم باشن که توقع دارن هنوز یک هفته نشده...

دیروز برای پناه سوپ گوشت پختم. کار می کنم و سرگرم میشم راحتتر تحمل می کنم.

دلم می خواد از خودم فرار کنم. همه چیزو فراموش کنم. حتی خودمو. اگه خودمم فراموش کنم دیگه از فراموش کردن این فاجعه حس خیانت به پونا نمی کنم.

کاش میشد دوباره به عقب بر می گشتم.

همش اضطراب دارم. برای بقیه بچه ها. کوچکترین نکته ای دیوونه ام می کنه. انگشتشونم درد بگیره حس می کنم دارم می میرم. نمی دونم چی کار کنم...

یک حس خشم نسبت به کائنات وجودمو پر کرده... کاش بهم ثابت بشه که اشتباه می کنم اما مگه پونا بر می گرده؟ پونای من با اون چشمای قشنگ و شیطنتا و فضولیها و شکموییهاش... 

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
صد ساعت ...  
الان ساعت ۱۱ شبه و میشه ۱۰۰ ساعت از رفتن پونای من. به مامانم گفتم و فقط گفت چه زود می گذره. بعد گریه کرد و گفت که همش تقصیر اون بوده چون میتونست با ماها مخالفت کنه و نگذاره بچه رو ببریم زیر دست اون کثافتای بی مبالات که اینقدر زجرش بدن و آخرشم اینطور...

امروز پناه بیشتر پیش بابام مونده. مامان طفلیم هم یا به بچه ها رسید یا به مهمونا.

آقای و همش سرش به کارای خودش بود. بیشتر توی اتاقش موند و با کامپیوتر کار کرد. نفهمیدم چی کار کرد. برزین خیلی افسرده بود امروز. فرنوشا و داتیس بهتر بودن. ورزان هم هنوز خونه نیومده.

امروز یه عالم غذا و خامه و تیکه های نخورده مرغ رو بردم بیرون و با ماشین گشتم هرجا گربه ای دیدم براش گذاشتم. گفتم اینا بخورن به یاد پونا... اینا که هیچ کسی رو ندارن و همیشه گرسنه هستن. از حالا به بعد هم همین کارو می کنم. به این فرشته های کوچیک غذا میدم هر وقت ببینمشون به یاد پونا که اینقدر غذا دوست داشت.

بچه ها از تک تکتون برای نوشته هاتون ممنونم. منو یهو میبرن به یک حالت امن که توش میتونم احساساتمو بروز بدم و فرشته هایی هم هستن که منو کاملا می فهمن. از تک تکتون ممنونم. اسم نمی برم اما منظورم به واقع به تک تکتونه. اگه حرفی می زنم که کسی رو ممکنه آزرده کنه منو ببخشین. احساساتم دست خودم نیست. هی خوب میشم بعدش عصبی میشم باز آروم میشم بعد افسرده میشم. خیلی بده.

از صبح تا الان فقط دو سه لیوان آب یخ خوردم حدود یک ساعت پیش هم پریود شدم. گرسنه نیستم اما شب شاید سه چهار قاشق تن ماهی رژیمی پونل بخورم. اون شب قبل از اینکه پونا اونطور بشه تن ماهی خوردم. هنوز زنده بود و نفس می کشید. چقدرم تند تند نفس می کشید. فکر کنم یکم لاغرتر شدم. خودم حس می کنم. می گم به درک. من بخورم وقتی اون نمی تونه بخوره... اونی که اینقدر خوردن رو دوست داشت و شیکمو بود؟

هم دلم می خواد بار این غم سبک بشه هم در آن واحد نمی خوام سبک بشه چون میترسم فراموشش کنم و با این کار بهش خیانت کنم.

پونا خیلی پیتزای سبزیجات دوست داشت. چیپس... گوجه فرنگی نمک زده... خیلی چیزای در کل فانتزی دوست داشت... از همه بیشتر شیرینی مربای ها رو... گاهی از دستش قایم می کردم که برای خودم بمونه که روز تقلب کوفت کنم. چه آدم پستی هستم من.

یکی دو بار فال تاروت و ای چینگ گرفتم که یه سوالایی راجع به پونا بپرسم که جوابشونو درک نکردم.

خونه خیلی سوت و کوره... خیلی زیاد... یک خلا عمیق همه جا هست... با اینکه میان و میرن اما این خلا پر نمیشه... من بچه مو اذیت کردم. من رودربایستی گیر می کردم. حتی وقتی حس می کردم دکترا دارن اذیتش می کردم مثل آدمای احمق خجالتی حرفی نمی زدم. امروز قبل از پریود شدن چقدر درد کشیدم اما صدام در نیومد... یاد پونا افتادم که چقدر از درد جبغ زد... ببین چه دردی داشته. ازش توی بیمارستان عکس دارم. ۲ ساعت قبل از رفتنش. چشماش دودو می زنه. یکمی گشاد شده. خدایا پونا منو بخشیده؟ تو رو خدا منو ببخش عشق کوچولوی من...

دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
یکشنبه 27 اردیبهشت ...  
دختر گلم امروز بیشتر از هر روزی حس گناه رو روی قلبم احساس می کنم. خیلی زیاد. هم گناه هم کاشکی گفتن هم دلتنگی... از همه راحت تر خشمه وقتی از دست دکترای کثافت عصبانی میشم راحتتر هستم.

امروز روز شلوغی بود. چند تا از دوستای خیلی قدیمی رو دیدم. یه آقای همکاری که اصلا بهش نمیومد وقتی اومد خیلی گریه کرد. من همون کلونازپامو می خورم. نصفی صبح نصف هم طرفای عصر. امروز با اینکه طبق روال روز تقلب توی کوفت کردن آزاد بودم اما چیز خاصی نتونستم بخورم. 

پناه امروز روحیه اش بهتر بود. برای بازی توی یک فیلم از مهدکودک زنگ زدن که یه گروهی اومدن و از روی عکس ورزان اونو انتخاب کردن چون از قیافه اش خوششون اومده اما فکر نکنم باباش دوست داشته باشه. فرنوشا امروز خیلی گریه کرد. داتیس هم همینطور اما برزین توی خودش می ریخت و خیلی آروم بود سعی داشت بقیه رو دلداری بده از جمله منو.

برام مثل خواب و خیاله. نمی تونم باور کنم. از خونه که بیرون میرم گریه می کنم اما درد توی خونه عمیق تره. خیلی خیلی عمیق تر.

پدرش داره روی یک سایت مموریال براش کار می کنه که بنظر من مفت نمی ارزه. چه فایده؟ اما مامانم می گه هرکی غمشو یه طوری خالی می کنه بذار اینم اینجوری دلش خوش باشه.

عمو والتر برای پونا گل فرستاده. دختر عموی پونا سیدنی هم گلای دیگه ای فرستاده. گلا که رسیدن هممون ترکیدیم. خیلی وحشتناک بود. انگار یک بار دیگه یه نشونه بود که باور کنم این اتفاق گه افتاده.

پونای من... میدونی چقدر عاشقت بودم و هستم و خواهم بود؟

دلم می خواد اسم بچه ام یا عکسشو یه جایی روی دستم خالکوبی کنم.. نمی دونم چرا اما همش به ذهنم میاد این کارو بکنم. مامان و بابام مخالف هرگونه خالکوبی هستن اما نمی دونم انگار اینجوری یه حس خوبی بهم دست میده... همش مثل خوره به جونم افتاده فقط کس خاصی رو نمی شناسم که به این کار وارد باشه و دستگاهشم آلوده نباشه.

یک کامنت از هستی جون برام رسید که با وجود حال بد بدتر شدم. انگار یه توگوشی خورده باشم. انگار که یه چیزی رو تازه فهمیده باشم. نه اینکه کامنت هستی جون یا مثلا کامنت ایدین بد باشه. نه. اصلا. اتفاقا هستی جون یکی از کسایی هست که بیشتر از همه توی این مدت به من تسلی داده و تا عمر دارم هرگز فراموش نمی کنم(همینطور که هرگز فراموش نمی کنم شوهر یکی از همکارام با کمال پررویی و وقاحت امروز گفت(به من نگفت به کس دیگه ای گفت. به من گفته بود جرش میدادم.) گفته بود: مگه این بچه چند وقت با شما بود. به ۲ سال هم نرسید... اونقدر نبوده که شما اینجوری می کنید!!!!! آخه حمال مگه به سال و ماه و روزشه... آشغال بچه ام بوده. کثافت) منظورم اینه که محبتای هستی جون و سایر دوستان و همچنین حرفای بد بعضی ها این روزا عمیق تر از همیشه روم اثر میذاره. کوتاهش کنم.

هستی جون گفتن خوبه که آدرس مراسم رو بدم "چون با حضور یه عده از دوستان همه می فهمن مراسم واقعی بوده" این مثل پتک خورد توی سرم. حس می کردم بچه ها می خوان بیان برای تسلی دادن به من که بلاخره یه مدتی توی روند کاهش وزن با هم همراه بودیم... برای پونای من.. اما الان یهو حس کردم برای ثابت شدن "واقعی بودن" مراسم می خوان بیان... حس بدی کردم. حس کردم به وجود بچه ام و خودم توهین شده و برای اینکه وجودشو و رفتنشو باور کنن می خوان بیان... همچنین حس کردم برای اینکه دوستان لطف کردن و با جملات قشنگشون به من تسلی دادن حالا باید برای اینکه بهشون ثابت بشه که این جملات براستی برای یک داغ واقعی مورد استفاده قرار گرفته من باید مواخذه بشم باید ثابت کنم... منی که برای خیلی از بچه ها دقایق متعددی وقت گذاشتم تا بنوبه خودم راهنمائیشون کنم... همون دقایق رو می تونستم بیشتر با پونا بازی کنم تا امروز اینقدر حسرت نخورم... امروز همون بچه ها می خوان منو مورد بازرسی قرار بدن... خیلی ناراحت شدم. اما این یک هزارم ناراحتیم برای پونا نمیشه. اشکال نداره. نه به دوستان خیلی نزدیک نه به دوستانی که زیاد آشنایی ندارم به هیچ کس آدرس رو نمی دم. هرکی دلش خواست باز به من و اینجا سر بزنه هرکی هم دلش نخواست نزنه. هستی جون خدای نکرده فکر نکنی شما تقصیر داشتی... اتفاقا خیلی دوستت دارم. خیلی همیشه خانوم بودی و از اینکه منظور دوستان از اومدن به مراسم پونا را برام روشن کردی ممنونم 

کامنتاتون برام ارزشمند هستن و بارها هرکدوم رو خوندم و گریه کردم. ارزش اون نوشته ها هیچ وقت از بین نمی رن و عذر می خوام اگر حرفام کسی رو ناراحت کرد. من این روزا همه اطرافیانم رو هم از خودم می رنجونم. از جمله آقای و...

یک لباس سفید مشکی قشنگ مامانم برای پناه خرید که تنش کردم.

خونه سوت و کوره.. توش پر از آدمه اما در عین حال خلا همه جارو پر کرده... ناراحتی و غم مثل یه حمله عصبی برام پیش میاد. یک ثانیه خوبه یهو یک ثانیه بعدش غم دنیا دلمو پر می کنه. حس گناه از همه بدتره. همش یاد لحظاتی می افتم که دعواش کردم. یه دفعه رفت زیر تخت من. لخت بود و هنوز پوشکش نکرده بودم. اونجا یه عالم جیش و پوپو کرد منم عصبانی شدم حسابی سرش داد زدم الان مثل خوره این صحنه افتاده به جونم... یا مثلا مواقعی که از آشپزخونه بیرونش می کردم...

مهسا جونم. عسل عزیزم... کپل جون...دکتر سارا جون... الهام خوبم...سارا جون.. هستی خوب و مهربون... مینای گلم... بانو جون... آلبالو ۸۸ جون... تبسم جون... نازی جون... دردونه جون... صبا جون... راضیه جون... ترنج عزیزم.. لادن مهربونم... گلاب جون... مهدیه جون.... آقا محسن... باربی جون.... سوگند جون... میترا جون... تییش مامانی عزیز... لی لی جون... آرام جون...  مریم جون... تندیس جون... زری جون.. لعبت جون... شیدولی جون... خوش هیکل... گل دختر جون.. نازنین جون... شانون جون...بانو مریم جون... هیدر جون...کیک فنجونی عزیز... نگار جون... پانی جون... سیما جون... مریم و میتیل جون.. اس اچ جون... اس جون... از تک تکتون برای همراهیهاتون ممنونم. امیدوارم کسی رو جا ننداخته باشم. کامنتارو دوباره از اول یه دور خوندم... همش یه خوابه گهه... نه؟ یه درد بدی دارم. گاهی دلم می خواد با ناخونام پوسته بدنمو پاره کنم و از این بدن برم بیرون. یکی از همکارا امروز هی گفت چه فایده گریه می کنی... برنمی گرده که... راست میگه نه؟ اما من چه کار کنم خب؟ دارم دیوونه میشم. امروز توی خیابون یه ماشین عروس رد شد... من هیچوقت عروسی پونا رو نمی بینم؟ من هیچوقت خود پونا رو دوباره نمی بینم؟

کاش همه اینا یه کابوس باشه. نمی تونم زمانو به عقب برگردونم. نمی تونم اما کاشکی. تو رو خدا. میشه یه روز این غم سبکتر بشه؟ روح اون کسایی که فوت میشن میان به خونه شون؟ پونا الان دقیقا کجاست؟ روحش. خدایا چرا اینجوری شد؟ دلم آتیش گرفته. جیگرم کباب شده.

فردا(دوشنبه) ساعت ۸ شب ۹۶ ساعت از رفتن پونای من می گذره. میدونم هیچ برگشتی نداره اما میشه یه روز پونا رو دوباره ببینم یا همه اینا دل خوش کنک و قصه اس؟ من یک روز دوباره پونا رو می بینم؟

الان ساعتو نگاه کردم. ساعت دقیقا ۵:۱۱ صبحه دوشنبه شده. پناه اینجا خوابیده. مامانم هم بیرون اتاق روی مبل خوابیده. سکوت هست اما آرامشم بیشتره. شاید چون همه خوابن... حس نمی کنم پونا نیست. اونم خوابه.

به چند تا از وبلاگای دوستای گلم سر زدم دیدم دست از رژیم برداشتن و میگن دل و دماغ نداریم. قربون همتون برم. شرمنده شما هستم. نکنید این کارو. ما همه همیشه با همیم و ادامه هم میدیم.

چرا ناراحتی و اون بغضه مثل موج میاد و میره؟ گاهی اوقات اصلا احساس گناه برای بچه های دیگه ام می کنم که بهشون نمی رسم... وقتی شروع می کنم که بهشون برسم احساس گناه که الان پونای نازنینم نیست که به اون برسم. مردم از اینهمه سردرگمی. کاش میشد میرفتم یه جا برای همیشه گم و گور میشدم. حسرت اینکه چرا از پونا کم عکس گرفتم روی دلم مونده.

شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
...  
پونای من تقریبا ۴۸ ساعت از رفتنت می گذره. با مامانم یک دل سیر گریه کردیم الان. خسته ام. فک و آرواره ام درد گرفته. توی همه فضای دور و برم یک خلا بزرگه که هیچ جوری پر نمیشه. هیچکس نمی تونه جایگزینت بشه عشق من. هیچکس مثل تو نازنین و مهربون نبود. عروسک عشق من. خدا انتقامتو از باعث و بانی هاش بگیره. هرگز فکر نمی کردم اینطوری بشه. هرگز. نباید به اون کثافتا اطمینان می کردم. نباید می ذاشتم اونقدر سوراخ سوراخت کنن و گریه تو در بیارن. این وبلاگ خیر سرش قرار بود رژیمی باشه. کوفتو بخورم من.
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
چهل و یک ساعت و سی دقیقه ...  
دوستای مهربونم. بازم ممنون از نوشته ها و همدردی هاتون. برای دقایقی منو از این دنیا جدا می کنه و اون غم رو کمتر حس می کنم.

صبح که از خواب بیدار شدم مثل دیروز وحشتناک احساس خفگی نمی کردم. صدای پناه میومد که داشت با پدرم یه چیزایی با همون صدای بچه گانه اش می گفت. یه کلماتی که برام نامفهوم بود. کتاب استخوانهای دوست داشتنی که بغل تختم بود و برداشتم و بی وقفه ۵۰ صفحه شو خوندم بعد بلند شدم و لباس عوض کردم و رفتم بیرون از اتاق که مامانم با بچه ها نشسته بود. نمی دونم یهو چی شد که تا بهم نگاه کردیم بغض هر دومون ترکید. تا حالا سعی کرده بودم جلوی بچه ها با صدای بلند گریه نکنم حتی خودمو توی اتاق حبس کرده بودم اما اینبار نشد. فکر کنم یه حمله ای بود که حدود سه ربع طول کشید. دیشب یه دل سیر عکساشو دیده بودم. دلم برای قیافه نازش تنگ نبود اما این خلا دیوانه واره.

پونا بعد از فرنوشا شلوغ ترین بچه من بود. خیلی خیلی شلوغ و معاشرتی طوریکه گاهی مادرم می گفت این بچه بیش فعاله صد در صد... شلوغ... شکمو... و پر از عشق. جای عشقش خالیه. انگار همه خونه خالیه. انگار توی خونه هیچی نیست. حالم بد میشه باز معمولی میشه باز بد میشه...کاش نمی بردمش اون قتلگاه کثافت. کاش به حرفای دکتر خودش بسنده می کردم. من قدرشو ندونستم. به خدا عشقشو پایمال کردم. اینو از روی احساسات نمی گم. کارامو بهش ترجیح می دادم. چون خیلی کنه بود. قربون اون کنه بودن و سیریش بودنت برم کلوچه مامان. تمام مدت مثل سایه منو تعقیب می کرد در صورتیکه من به پناه عشق بیشتری داشتم. خودم میدونم اینطور بوده و حالا مثل سگ(حیف سگ) پشیمونم که چرا این رفتارو داشتم. خاک بر سر من.

رژیم کوفتیم پابرجاست. حتی کمتر از سابق چون همونطور که گفتم غذارو می بینم یاد شیکموی خودم میوفتم که با چه عشقی غذا و هله هوله دوست داشت و من مانعش میشدم. فکر می کردم نکنه چاق بشه. مرض قند بگیره یا گاهی هم اعصابمو خورد می کرد. نمی دونستم اینجوری میشه وگرنه هرچی می خواست هر وقت می خواست بهش میدادم.

پناه کماکان از همه پریشونتره. امروز هم صبحونه اش رو بالا آورد و من هیستریک شدم چون به خدا تحمل مریضی یکی دیگه رو ندارم. برزین هم خیلی طفلی شوکه است. بعد از اون داتیس که تا حالا به این غمگینی ندیدمش. حرف مامان و بابامو اصلا نزنم که خیلی طفلیا توی خودشون میریزن و همش پیش ما هستن.

آقای و خیر سرش دیروز رسید و همشو انداخت گردن من که چرا گذاشتی هرکاری بخوان بکنن. چرا شب چهارشنبه دوباره بردیش دکتر. راست می گه اما خب بیحال شده بود فکر کردم تا دیر نشده ببرمش.

امشب تا ساعت ۸ شب میشه ۴۸ ساعت از پرواز عشق کلوچه من که حتی یکبار هم بهش نگفتم چقدر عاشقشم... تازه الان دارم می فهمم چه عشقی بوده. خدایا خلائش خیلی عمیقه. تمام بدنم درد می گیره. چه کار کنم؟ میدونم با عجز و لابه به هبچ جا نمی رسم اما خب چی کار کنم. امروز تا الان ۴ تا اپیزود گریه داشتم هیستریک اما بعدش مثل سنگ میشم... تا حدود یک ساعت خیلی بیروح و بی تفاوت میشم.

دوستای گلم. از تک تکتون برای اینکه تنهام نگذاشتید ممنونم. اسم نمی برم چون منظورم تک تکتونه. هر یک خط از نوشته هاتون برام خیلی کمک بوده.

کاش میشد زمانو به عقب برگردونم. نمیشه. میدونم نمیشه اما دارم خفه میشم. اون عروسک عشق و شور و هیجان رو من دیگه نمی بینم. من چی کار کنم؟ انگار روحم مکیده شده. دیگه روح ندارم. خدا خدا خدااااااااااا

 

شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
31 ساعت و 45 دقیقه ...  
ساعت حدود ۳:۴۵ صبح روز شنبه است. ۳۱ ساعت و ۴۵ دقیقه از پرواز پونای من می گذره. الان شنبه است... روزی که من همیشه بچه ها رو میبرم حموم و بعدش ازشون عکس می گیرم. عکسای شنبه هفته گذشته رو داشتم نگاه می کردم. پونا صبحش بیمارستان بود اما بعد آوردمش خونه و یک پیرهن قشنگ تنش کردم و با بقیه عکس گرفت. به خدا طور خاصی نبود که بنظر بیاد به یک هفته هم نمی کشه. به خدا نبود من خیلی نگران بودم اما فقط تا حدی که چرا خوب نمیشه و نکنه هی اذیت بشه و ضعیف بشه نه اینکه از بین بره.

جمعه تا حدود ۷-۸ شب مامانم اینا به پناه رسیدن اما من برای شامش سوپ درست کردم با یک سری مخلفات. به سمت هر خوراکی ای می رفتم که پونا دوست داشت حال تهوع بهم دست میداد. احساس گناه می کردم... خودمم یک پیاله از سوپ کوفت کردم اما بهمراه پناه. یک قاشق اون یک قاشق من و همینطور تا آخر... نمی تونم دیگه تنهایی چیزی کوفت کنم... چقدر پونامو برای اینکه شکمو بود دعوا کردم. چقدر من پستم. خب بچه شکمویی بود. غذا دوست داشت. کثافت مگه آزار داشتی اونجور از آشپزخونه بیرونش می کردی. به خدا میومد زیر کتری وایمیستاد یا مثلا موقع آشپزی هولم می کرد... فدات بشم دختر مظلومم. چرا اینطوری شد...

یک خلا بزرگ توی خونه بوجود اومده. خونه خیلی سوت و کوره.. پناه خیلی سرگردونه. همش گریه می کنه و ناآرومی می کنه. فرنوشا شب برگشت خونه. اونم طفلی روحیه اش خراب بود.  یک دردی توی وجودم حس می کنم که می خوام فریاد بزنم. فریاد زدم توی اون بیمارستان کثافت. خیلی هم زدم. فکر می کنم یک مقداری هم دویدم. نمی تونستم باور کنم. پدرم بیرون اتاق بود. دویدم بیرون وصداش زدم... فهمیدم پونا داره از بین میره اما انگار پدرم می خواست چه کار بکنه... مظلومیتش منو کشته. امروز دو سه ساعت فقط به عکساش نگاه می کردم... مخصوصا به عکسای بعد از عیدش.. عکسای بزرگ که حتی دونه دونه مژه هاشو میتونستم بشمرم. چی کار کنم؟ گاهی میگم خوبه همین عکسا هست بعد یهو احساس خفگی می کنم و می خوام بمیرم. بدنم درد داره. دوست دارم بغلش کنم.

برای برزین گوجه سبز و نمک بردم و توی بغلم یه عالمه گریه کرد. داتیس هم خیییییلی گریه کرد. گفتم تو مردی گفت مرده شور مردارو ببرن. آقا ورزان حاضر نشده بود برگرده. یکم از نظر اخلاقی شبیه پدرشه. خودخواه. پدرش خودخواهه. به درک که بعدا بیاد بخونه. هزار بار گفتم تو رو خدا نرو. بذار بعد از خوب شدن پونا. گفت "من جمعه بر می گردم"... جمعه هم برگشت... چقدرم پونا خوب شده بود.

خواستم بگم از همتون متشکرم که همراهیم کردید. خوندن تک تک کامنتا اولش حالمو خیلی بد کرد اما بعدش یه حسی از اینکه تنها نیستم و دوستانم هم به یاد پونا هستن...

چی کار کنم؟ حالم خوب نیست. وقتی مشغولم بهترم اما هر گوشه از خونه خاطرات کولوچه منو داره. خیلی شلوغ و معاشرتی بود... جاش خیییییییییییییییییلی خالیه. هرجا من می رفتم تعقیبم می کرد. خدایا چی کار کنم. دارم خفه میشم. چرا این اتفاق افتاد؟

من داشتم زندگیمو می کردم. اصلا باورم نمیشه. چطور در کمتر از یک ماه؟ خودش فهمیده که رفته؟ پونای من منو ببخش. تو رو خدا منو ببخش عروسک قشنگم. منو ببخش که اینقدر بهت بد کردم.

جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388
فقط میتونم بگم ممنونم. از تک تکتون ...  
فقط می تونم بگم از همه کلمات و جملات محبت آمیزتون ممنونم. فقط همینو می تونم بگم.  خیلی ممنوم که تنهام نذاشتید. دو سه بار یه قرصی به نام کلونازپام خوردم که برای یه مدتی گیجم کرد. پناه از همه سرگردون تره. تو رو خدا اگه کسی با خوندن این نوشته ها آزار می بینه وبلاگو نخونه ولی من اگه ننویسم دیونه میشم... دختر کوچولوی مظلوم و بیگناهم عزیزم به خدا عاشقت بودم.. به خدا تمام زندگیم بودی. من گه خوردم وقتی شیطونی می کردی و میومدی توی آشپزخونه دعوات می کردم. من آشغالم. من نمی دونستم تو اینقدر زود میری عزیز دلم وگرنه همه خوراکی های دنیارو بهت میدادم. من عوضی ام. منو ببخش کلوچه من.

یکی هی می نویسه خوب سرکار گذاشتی و از این مزخرفات. فقط میتونم بگم خیلی پستی که اینجور به دلم زخم می زنی. خیلی آشغالی. اگر آدم بودی این حرفارو نمی زدی. عوضی... مریض روانی من که می دونم کی هستی و چی هستی. ولی زندگی ارزششو نداره. برو گورتو گم کن. تو گه می خوری به این وبلاگ میای اگه فقط دلت می خواد اینجور زخم به دلم بزنی کثافت. من خواستم به اینجا پناه بیارم که یکم از خودم و این دردم فرار کنم... میشه لطفا گورتو گم کنی؟ من بدبخت فقط همین جارو دارم که حرفامو توش بنویسم. توی خونه که من باید مواظب همه باشم. خدا ازت نگذره. فقط همینو میتونم بگم. امیدوارم به درد من دچار بشی تا بفهمی چه کار بدی کردی.

شب آخر...(چهارشنبه) دکتره به پونا ب ۱۲ و ب کمپلکس زد. دو ساعت نگذشت که زبونش یخ کرد و سفید شد و همش میورد زبونشو بیرون و دیگه بلعش از کار افتاده بود. همش فکر می کنم نکنه بخاطر اونا بوده... پونا چهارشنبه صبح رو به بهبودی بود برای چی باید یهو اینطوری بشه؟ شاید آمپول پتاسیم باعث شده... یا اون سرم رینگر؟ یادمه وقتی اولین بار بردمش دکتر خودش و بهش آنتی بیوتیک داد (هفته اول اردیبهشت) خوب شد... حدود یک هفته خوب بود.

اومدیم خونه. داتیس و برزین و فرنوشا و ورزان خونه دوست همکارم هستن. فقط پناه پیش منه و مامان و بابام. وقتی حرف می زنم خوبم... ولی وقتی سکوت میشه یهو دیوانه میشم. پناه خیلی ناآرومه. باید براش سوپ درست بکنم. پونا چقدر سوپای منو دوست داشت. خاک بر سر من.

دیروز قبل از اون فاجعه توی بیمارستان فقط سه قاشق تن ماهی توی آب کوفت کردم. کوفت کردم. کوفت... دلم می خواد بمیرم. چرا بدنت اونطوری شد عزیزم؟ قبل از اون فاجعه نفسش تند شده بود و کاملا هم هشیار بود... خیلی تند تند نفس می کشید. بعد سرمش دیگه نرفت. پدرم گفت رگش کلاپس شده اما دکتره کثافت گفت نه حتما آنژیوش ایراد داره. فریاد بچه امو در آوردن تا آنژیوشو عوض کنن اما فایده نداشت. همش فریاد می زد و ناله می کرد. گفتیم شاید دهنش بخاطر بخیه درد می کنه گفتن چون ضعیفه نمیشه مسکن داد... بعد یکم از یک اسپری بنام لیدوکائین زدن توی دهنش که هیچ فایده ای نداشت. بعد شروع کرد به نفسای عمیق کشیدن... بعدشم که هیچی.

من برم برای پناه سوپ درست کنم. باید همش مشغول باشم.

دکتره خیلی دیروز پررویی کرد. به دوستم با لحن خیلی بدی حرف زد. کثافت تو که اطمینان داده بودی اوره اش زیاد بالا نبوده و مسئله کلیه اش جدی نیست... خود کثافتت گفتی بعد یهو دو سه روزه چی شد نظرت عوض شد.

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
پونا ...  
پونا رفت. ساعت هشت شب

دارم خفه میشم. توی اتاقم.  می خوام فرار کنم برم یک جایی.

دلیل نوشتنم دیگه چیه؟

بچه ها برام چیزی ننویسید. می خوام تنها باشم. بذارین با خودم تنها باشم. همش تقصیر منه. من باید می فهمیدم. من اجازه دادم این دکترای کثافت اینقدر بچه مو اذیت کنن. این بابای گهش هم که فقط به فکر کار کثافتشه. حالا بیا ببین چی شده. اول گفتن کلیه اش خرابه. بعد گفتن خوبه. الان به پدرم گفتن خب هر دو کلیه اش کار نمی کرده!!!!!!!!!!

ببخشید که اینقدر بی ادبم. شما همه همیشه خیلی به ما لطف داشتید اما من بچه موووو می خوام. دکتر سارا جونم تو به من بگو چی کار کنم؟

دیروز خوب بود

راضیه از پای لپ تاپم بلند بشم می میرم. می خوام تا بمیرم هی بنویسم. آره من مادر بدی هستم. من آشغالم. چقدر اذیتش کردم. چقدر گریه کرد. چقدر من بدم. چرا گذاشتم؟ من اسفند چکاپش کردم... خوب بود. من همش همیشه به فکر خودم بودم. آره راضیه جون من بدم. من بدم.

خدا بگو چرا با من اینکارو کردی؟ بابام میگه براش دعا کن.. یعنی چی دعا کنم. مگه دعا نکردم؟ مگه چش بود؟ بچه من تا دو هفته پیش سالم بود. خدایا چرا اینکارو کردی؟ برای چی؟ چرا خوبش نکردی. دیروز خوب بود. خودم بهش سوپ دادم. من پونا رو می خوام. من چه کار کنم؟ خدایا نمی خوام از این اتاق برم بیرون. تنمی خوام خدایا چی کار کنم؟ خدایا چی کار کنم؟ من پونای قشنگمو می خوام. خدایا چرا این کارو کردی؟ من اینهمه صدقه دادم. وسایل از خونه بردم بیرون. قربونی کردم خیر سرم... کلیه هاش چرا یهو اینجور شد؟ من الان چه کار کنم؟

بچه ها یکی به من بگه من چه کار کنم؟ تو رو خدا به من بگین چه کار کنم. پای دکتره کثافت رو گرفتم و التماسش کردم. پای اون کثافتو گرفتم اما پونا رفته بود. من نمی خوام از اتاق بیرون برم و پونا رو نبینم. من نمی تونم تحمل کنم. به خدا نمی تونم.

بچه ها چرا بچه منو نجات ندادند؟ مگه چی شده بود؟ من بیرون نرفتم. همینجا توی اتاقم نشستم... اتفاقی چون نیفتاده. اگر برم بیرون می بینم که نیست... پونای منو می خوان بکنن توی خاک. میشه به من بگین چرا؟ چرا دیشب زبونشو اونجور گاز گرفت و برید؟ بخدا صبح خوب بود. باهم یکم بازی کردیم. بهش یکم غذا دادم. راهش بردم... خدا... توی بغلم راحت نشست و من باهاش راه رفتم. خدا خدا خدا

این فرشته منه توی یک ماهگی

من فرشته نمی خوام. من خود پونا رو می خوام. خودشو می خوام. نمی خوام برام دعا کنه. نمی خوام. تورو خدا.

اینا یعنی آخرین عکسای فرشته من هستند؟ یعنی چی آخرین؟

دختر کوچولوی عشق غذای من الان کجایی؟ خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

دارم خفه میشم. تو رو خدا... من دیگه چجوری باید ادامه بدم؟ خدایا نمیشد این اتفاق نیفته؟ چرا پونای من رو کشتی؟ چرا؟ بگو چرا؟ بچه ها دارم خفه میشم. چطوری باید ادامه بدم؟ نمی خوام . اصلا باورم نمیشه. اصلا باورم نمیشه. اصلا باورم نمیشه. گربه کوچولوی نازنینم.

اینم قبل از گاز گرفتن زبونش. داره می خنده. عزیزم. چرا می خندی؟ الان کجایی؟ خدا

من لپ تاپو ول کنم می میرم. من نمی تونم برم بیرون از اتاق و جای خالیشو ببینم. خدایا چرا این اتفاق افتاد؟

دکتر سارا جونم اول گفتن یکی از کلیه هاش کوچیک تر شده یکیش هم ۷۵ درصدش از بین رفته. کورتکسش هم ضخیم شده... بعدش گفتن موردش چندان حاد نیست و با سرم درمانی و تنظیم الکترولیت با رینگر خوب میشه... امروز که اینجور شد حرفاشونو عوض کردن و باز گفتن وضعش وخیمه و شروع کردن به آماده کردنش برای دیالیز که ساعت ۸ از بین رفت.

سارا جونم میگفتن زبونش نکروز یا یه همچین چیزی شده بوده! پدرم هم با شما موافقه که میگه تشنج بوده... سارا جونم ساعت ۷ دیگه بدنش سرم قبول نمی کرد. پدرم گفت گویا کلاپس شده... این کثافتا گفتن نه حتما آنژیوکتش اشکال داشته و آنژیوشو عوض کردن.

الهام جون... صبا... مینا ... راضیه... بانو... هستی.. همه بچه ها... از همتون ممنونم.

دکتر سارا جونم به اون بابای گهش گفتن.... پدرم بهش زنگ زده. بره گم شه به کارای مهمش برسه.

الان به پناه غذا دادم... از همون گوشت و پوسته نه؟ یک عالم بو کردمش... فشارش دادم.

یعنی دیگه پونای من نیست؟ دکتر سارای من یعنی چی که سرم نباید می زدن؟ یعنی بچه منو دستس دستی کشتن؟ حدود سه بار در روز ۲۰۰ سی سی یا رینگر یا قندی و نمکی... دو بار هم آمپول پتاسیم بهش زدن. اینا چه فایده داره من دارم می گم؟

چقدر امروز از ساعت ۳ تا ۷ شب ناله کرد.. مسکن نزدن که مبادا براش بد باشه چون گفتن ضعیفه... به دهنشم یه اسپریی زدن که مثلا بی حس کننده بود. چقدر جیغ زد. جیگرم کبابه... کبابه... وای خونه چقدر چندش آور سکوته. باید همش بنویسم وگرنه دیونه میشم... الان پونا کجاست؟ خاک بر سر دکتره وقتی همکارم ازش پرسید آقای دکتر خطرناکه؟ با پررویی گفته خانوم مشکل کلیه است... من هیچ تضمینی نمی کنم. کثافت بچه من ۵ اردیبهشت تازه یکم بیحال شد بردمش دکتر گفتن عفونت داخلیه... آنتی بیوتیک دادن... ۲۴ اردیببهشت باید بمیره کثافت؟

بچه ها من چقدر عوضی ام؟ من اصلا چرا گذاشتم سوراخ سوراخش کنن؟ چرا گذاشتم اذیتش کنن؟

ساعت ۳:۱۸ شبه... ۷ ساعت و ۱۸ دقیقه از پرواز فرشته ام می گذره.

سارا جونم چه آرامبخشی بخورم؟ یکی مامانم بهم داده... خودش که خورد گیج و منگ خوابید اما برای من اثر نکرد. چی بخورم. از حال تهوع تا الان ۳ تا دیمن هیدرینات خوردم. چی کار کنم؟ من بخوابم فردا بیدار بشم پونا هست؟ دیگه پونا نیست؟ من چه کار کنم؟ نمی تونم تحمل کنم ... خواهش می کنم. من نمی تونم تحمل کنم. چرا اینجوری شد. همش من مقصرم. من احمق که گذاشتم اذیتش کنن. من بیشعور که از ترس اینکه مثلا خوابه بیدار بشه سمتش نمی رفتم. چقدر بابت اینکه شکمو بود از دستش عصبانی میشدم. خدایا منو بکش. خدایا منو بکش. من پونا رو دیگه نمی بینم؟ من بهش می گفتم کلوچه... من کلوچکو می خوام. خدا. آخه چرا؟ اولش گفتند عفونته روده اس.. یکبار هم که گفتن از طحاله... بعد یهو چی شد؟ چرا کثافتا اگه حالش اینقدر بد بود به من نگفتین؟ چرا گفتین با سرم و پتاسیم خوب میشه؟ چقدر بهش بد گذشت توی خونه بهش سرم می زدم... چشم از من برنمی داشت... توی تمام خونه با نگاهش دنبالم می کرد. عزیزم... کوچولوی من... فرشته من

خدایا چرا هرچی گریه می کنم فایده نداره؟ چی کار کنم؟ کجا برم؟

طفلی پدر و مادرم چه گریه ای می کردن.

همه الان خوابن جز من و پناه و روح پونا... پناه همش گریه می کنه و ناآرومه و منو هم به گریه میندازه چون دنبال پونا می گرده. راستی پونا خانوم کجاست؟

هستی جونم مرسی. کاش کابوس باشه. دارم پناهمو هم اذیت می کنم. من مادر بدی هستم. خاک بر سرم. من چه مادر الاغی هستم.

وقتی خواستن ببرنش یک عالم بوسش کردم. نازش کردم. حسش هنوز باهامه. خدایا کمکم کن.

پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388
پنج شنبه 24 اردیبهشت 14 می ...  
ساعت دقیقا هفت صبحه و توی اورژانس بیمارستان هستم. دیشب که برگشتیم خونه پونا دیگه چیزی نخورد... هرچی بهش دادم یه طوری توی دهنش نگه میداشت... یه طوری که انگار بلعش ایراد داره... بعد هم زبونش سفید شد و یخ کرد انگار که سر شده باشه. همش زبونشو میورد بیرون انگار اختیاری روش نداره... بعد شروع کرد به جویدن زبونش... هنوزم از تصور این کارش تمام تنم می لرزه. آخه یعنی چی؟ مگه کسی هم باید زبونشو بجوه؟ یه طوری که انگار یه گوشت اضافه توی دهنشه... نصف سمت راست زبونشو پاره کرد. دیدم داتیس داره جیغ می کشه و هیستریک گریه می کنه... برزین هم هی می گه مامان مامان... دویدم توی اتاق دیدم چه افتضاحی شده... دارم می میرم از ترس. پدرش مسافرته. پدر خودم زود پونا رو بغل کرد و دوید بیرون... من تا حاضر بشم و بچه ها رو به مامانم بسپرم و با وسایل و آزمایشهای پناه و لپ تاپم بدوم بیرون بیست دقیقه طول کشید. الانم که اینجام... منتظرم پدرم بیاد بگه چی می گن... جراح اومده بالای سرش... جدا از اینکه باید به امید خدا زبونشو ترمیم کنن باید دید اصلا این چه مسئله ای هست که پیش اومده. خدایا... این یعنی چی... این چه استرسیه. دارم می لرزم. فقط یک روز یکم خیالم راحت شد. آخه چرا زبونش اینطوری شد؟ آهان راستی از زبون بریده اش اصلا نه خون اومد نه درد داشت که گریه کنه. بنظر کاملا بی حس بود...

کاش بشه روی کارم تمرکز کنم که کمی حواسم پرت بشه.

هنوز خبری نشده.

اینم عکس پونای من با سر و صورت عرقی و لباس تفی(هرچی بهش دادم توی دهنش نگه داشت بعد دهنشو باز کرد و همشو ریخت روی لباسش) سه چهار ساعت قبل از جریان جویدن زبونش.

آخه پس چرا کسی نمیاد بگه چی شده...

بچه ام داره میمیره. تو رو خدا دعا کنید. زبونش چیز مهمی نبود. اول فکر کردن در اثر بالا رفتن اوره بود بعد مثکه گفتن اثر یک داروی خاص بود. بخیه زدن... الان یک عالم درد داره. می گن کلیه هاش هر دو افتضاح کار می کنن. دکتره گفت خطر بزرگی بیخ گوششه و ممکنه هر اتفاقی بیفته و ما هرکاری می تونیم داریم انجام میدیم. دارم میمیرم... از صبح چند تا ضد تهوع خوردم. تو رو خدا دعا کنید. خدا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در چهارشنبه 23 اردیبهشت 13 می ...  
روز تقلب چهارشنبه
ساعت بیداری صبح

۶:۳۰

صبحانه ۴ شیرینی مربایی+ ۶ لقمه بسیاربزرگ نون و پنیر و نیمرو و سبزی و خیارشور با سس خردل و لیموترش و چکاچک
میان وعده ۱ کاسه حلیم با شکر و دارچین
ناهار ۱ بشقاب لوبیاپلوی فلفلی+ ۱ تکه کوکوی سبزی+ کمی ماست و خیارشور
میان وعده

۱ بستنی سالار توت فرنگی+ ۳ شیرینی مربایی+ ۲ تا کوکی انجیری

شام ۲ ران مرغ سوخاری+ ۱ برش پیتزا+ ۱ بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ ۴ قاشق سالاد ماکارونی با نخودفرنگی و پنیر پیتزا و سس فرانسوی+ خیارشور+ کلم شور+ لیموترش+ ۱ بشقاب ژله دو رنگ+ ۴ برش کیک شاده
میان وعده ۳ قاشق زرشک پلو با مرغ+ ۲ قاشق باقالی پلو با مرغ+ ۳ قاشق لوبیاپلو+ ماست+سبزی+ سالاد کاهو با سس
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۵ لیوان آب +۱ دلستر+ ۳ فنجان چای
خواب بعد از ظهر ۳ ساعت
ساعت خوابیدن شب ------
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای -------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب چهارشنبه
د/ک ۱۰✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔  

تماشای فیلم

  

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

   

ثبت فیلم روزانه

   

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

  

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

  

تماس با همکاران و دوستان

✔  

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔  

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

مطالعه✔

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

به به چه صبح دل انگیزی... چه روز زیبایی...

پونا خیلی بهتره... اشتهاش باز شده... از اون حالت ضعف و بیماری دراومده و داره کم کم شیطنتاشو از سر می گیره... امروزم وقت دکتر داره... دکترش هم مرد بسیار خوب و فهمیده ایه... از اونایی نیست که چشم بسته یه حدسی بزنن و بچه رو موش آزمایشگاهی بکنن.

خوشحالم... احساس سرزندگی می کنم...

با اینکه چندی روزی بیشتر به پ.ر.ی.و.د نمونده اما صبح که وزن کردم در محدوده ۴۳ بودم.

بچه ها اگه نظریاتتون رو با من در میون بگذارین ممنون میشم... چون نمی خوام به شرح واقعی ماوقع بپردازم سعی می کنم با مثال موقعیت خودمو تشریح کنم... امیدوارم که راهنمائیم کنید... فرض کنید که من نیاز دارم... برام خیلی خیلی از نظر شغلی و کاری مهمه که یه شخصی "فرضا" مقاله منو در نشریه خودش چاپ کنه... فرض کنید چاپ این مقاله چنان چرخش مثبتی رو در زندگیم میتونه پدید بیاره که باور نکردنیه... و در عین حال فرض کنید که این سردبیر نشریه کذایی آدم بسیار عقده ای... از خودمتشکر و بدبینی هست... که اگه مثلا یه مقاله خیلی خوب هم بهش ارائه بشه از حسادتش! ممکنه چاپش نکنه!!!... فقط در صورتیکه من به نوعی با طرز صحبت کردن و هندونه گذاشتن زیر بغل یارو... خودمو و مقالمو کوچیک کنم و اونو بالا ببرم ممکنه ارضا بشه و کارمو ردیف کنه... شما بودید چی کار می کردید...؟ من از نظر عقلانی فکر می کنم بهتره برای رسیدن به هدفم ظاهرا و از روی قصد کارم و خودمو کوچیک کنم... خیلی بهم فشار میاد... تا حالا همچین کاری نکردم... اما خب انجام این پروژه برام جنبه حیاتی داره و گیر یک عقده ای افتادم... نظر شما چیه؟

دکتر سارا جونم... وبلاگت چی شد؟!!!

نمی دونم جریان چیه... دیروز دوره آنتی بیوتیک پونا تموم شد.. همینطور سرمش... از الان دوباره باز بی حال و بی اشتها شده!! خداروشکر که وقت دکتر داره و میتونم این موضوع را با دکترش درمیون بذارم.

تا نیم ساعت دیگه دارم پونا رو میبرم مطب. حالش معمولیه... غذا می خوره. جیش هم می کنه اما بی حاله... بعد از دکتر هم میریم برای جشن روز تقلب

سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در سه شنبه 22 اردیبهشت 12 می ...  
سه شنبه
ساعت بیداری صبح

۱۰:۳۰

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۳:۲۰= سوپ میگو با رشته و قارچ و سیب زمینی و هویج و پنیر و مرغ و لیموترش= ۱۸۲ کالری

شام توت خشک= ۲۲ کالری جمانه= ۲۴ کالری
میان وعده بستنی یخی= ۶۰ کالری گوجه سبز= ۶ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان آب + ۲ لیوان چای
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۴
جمع کل کالری ۲۹۴ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای -------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

سه شنبه
د/ک ۱۰✔ 
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔  

تماشای فیلم

✔  

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔   

ثبت فیلم روزانه

✔   

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

  

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست- حمام- دوش✔ 
تغذیه بچه ها

✔  

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔   

تماس با همکاران و دوستان

✔  

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

  

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

✘ 

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔  

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۴ قند/ ۱ شکلات کوچک/ ۳ شیرینی مربایی/ ۱ بیسکوئیت کوچک جمانه/ ۱ سیب/

خدارو شکر پونا امروز خیلی بهتره. از دیشب اشتهاش باز شده. چندین بار سوپ خورده ریز ریز. ماست هم خورده. الانم باز سرم داره... پیش مامانم ایناست.

امروز برای انجام یک کاری بعدازظهر باید برم منزل دوست و همکارم... الان باید زودتر برم حموم. موقع برگشتن حتما به شما دوستای گلم سر می زنم.

دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در دوشنبه 21 اردیبهشت 11 می ...  
دوشنبه
ساعت بیداری صبح

سه ساعت وسط روز خوابیدم.

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------

شام ساعت ۱:۱۵= ۱ تخم مرغ آبپز ۴۶ گرمی= ۷۲ کالری
میان وعده گوجه سبز= ۲۰ کالری سیب= ۲۱ کالری جمانه= ۷۲ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۵
جمع کل کالری ۱۹۵ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای -------
منیزیوم ------
مینرال ۱

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۱۰ کالری

دوشنبه
د/ک ۵✔
د/ب ۳✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

✔  

گوش دادن به موسیقی

  

ثبت عکس روزانه

✔   

ثبت فیلم روزانه

   

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

✔ 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

   

آموختن مطالب جدید

  

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

   

تفریحات شخصی

  

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘  

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

   

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

  

کار طراحی فایلهای گرافیکی

   

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

  

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۲ لیوان چای/ ۲ قند/ نصف ۱ عدد نون سوخاری/ ۱ آبمیوه پاکتی هلو/ ۲ برگ چیپس/ ۳ گوجه سبز/ ۷ عدد باقالی پخته/

تا نزدیکای ۱ بعد ازظهر بیدار بودم و بی وقفه به پونا میرسیدم... سرم و دارو و سوپ و جیش و خلاصه همه چیز... از اونور پناه هم تمام وقت بیدار بود و باید به اونم به شکل مساوی میرسیدم تا بچه ناراحت نشه طفلی.

یک سوپ بسیاررررررررررر غلیظ درست کردم که همه چی توش داره... فکر کنم خیلی مقوی باشه. از الان همه بچه ها براش کیسه دوختن... البته اصلش برای پونا و پناهه اما به بقیه هم میدم.

یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در یکشنبه 20 اردیبهشت 10 می ...  
روز تقلب یکشنبه
ساعت بیداری صبح

۷:۰۵

صبحانه ۴ شیرینی مربایی+ ۸ لقمه بزرگ نون و پنیر و نیمرو و خیارشور و چکاچک با سس خردل و سبزی
میان وعده ۱ کاسه حلیم با دارچین و شکر
ناهار نصف بشقاب زرشک پلو با مرغ+ خیارشور+ سبزی+ کمی ماست کم چرب+ ۶ عدد چکاچک
میان وعده

۲ شیرینی انجیری+ ۳ شیرینی مربایی+ ۱بستنی توت فرنگی+ ۳ عدد توت فرنگی+ ۱ قاشق مرباخوری خامه عسل+ ۱ کف دست نون مغز دار+ نصف ۱ بیسکوئیت جمانه

شام یکی و نصفی ران مرغ سوخاری+ ۳ برش پیتزا+ نصف بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ ۲ قاشق سالاد ماکارونی با نخودفرنگی و سس فرانسوی+ کلم شور+ خیارشور+۱ پیش دستی ژله دو رنگ+ لیموترش+ ۳ برش کیک ساده
میان وعده ۵ قاشق ماکارونی با سس خردل و لیموترش+ ۹ قاشق پلوخورش کرفس+ ۴ قاشق پلو خورش قورمه سبزی+ کمی ماست و خیار و سبزی+ کلم شور و خیارشور+ ۱ پیش دستی کیک خامه ای شکلاتی+ کمی چکاچک
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۶ لیوان آب+ ۱ فنجان دوغ+ نصف لیوان نوشابه زرد+ ۳ فنجان چای+ یکی و نصفی سون آپ
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب نخوابیدم
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای -------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب یکشنبه
د/ک ۱۰✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔ 

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۲ مسواک- پوست دست- صورت و ابرو✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

 مطالعه✔

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

پونا خدا رو سپاس دیشب خیلی بهتر بود الانم چکش کردم خوب بود.

وزن کردم. ۴۳ بودم.

سر صبح بیخودی با برزین نازنینم سر اینکه چرا سر و صدا کرده دعوا کردم و الان از شدت وجدان درد نمی دونم چی کار کنم. خدا را سپاس که امروز تعطیله و میتونم وقتی بیدار شد از دلش در بیارم. قربونت برم دختر گلم.. منو ببخش عشق من

پونا امروز بعد از چند روز که رفتم بالای سرش با دیدن من خندید... بعد هم دست و پاشو کشید... یه طوری که مثلا آدم می خواد خستگیشو در کنه... نمی دونین چقدر خوشحال شدم... امروز ساعت ۱ وقت دکتر داره... خدا را شکر مثل اینکه داروهای جدید و سرم درمانی داره جواب میده.

آقا ورزان چند روزه خونه نیومده و با دوستش داره کیف می کنه.

برای صبحونه اهالی منزل حلیم داریم.

توی خونه به پونا سرم زدیم... هنوز یکی دو ساعت مونده تا ببرمش دکتر. خیلی آروم خوابیده الان.

شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در شنبه 19 اردیبهشت 9 می ...  
شنبه
ساعت بیداری صبح

۸:۳۸

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶:۳۵= ۱۰۰ گرم سیب زمینی آبپز+ ۴۰ گرم ماست کم چرب= ۱۱۱ کالری

شام ------
میان وعده گوجه سبز= ۳۰ کالری توت فرنگی= ۱۷ کالری بستنی یخی= ۶۲ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان و نیم آب
خواب بعد از ظهر ۳ ساعت و نیم
ساعت خوابیدن شب ۴
جمع کل کالری ۲۲۹ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای -------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۹ کالری

شنبه
د/ک ۸✔
د/ب ۱✔ 
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔  

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست- حمام- رنگ ابرو✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔  

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

✘ 

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۶ قند/ ۱ پیش دستی ماکارونی و قارچ/ ۲ پیش دستی سالاد کاهو و خیار و گوجه فرنگی با لیموترش و روغن/ ۱ سیب قرمز/

توی بیمارستان هستم. باز به پونا سرم زدن. یک سری داروهای جدید هم دادن. دکترش می گه وضعش خدا را شکر زیاد حاد نیست و نباید خیلی نگران باشم.

کتاب دنیای سوفی را برای برزین خوندم و تموم شد. کتاب عجیبی بود. هنوز تصمیم نگرفتم چی برای بچه ها بخونم... شاید یک کتاب بچه گانه اما خودم دارم کتاب استخوانهای دوست داشتنی را می خونم.

دوستای گلم... ممنون از همه کامنتاتون... نمی دونید چقدر برام با ارزش و مهم هستند. در اسرع وقت به همتون سر می زنم.

راستی دیروز خودمو وزن کردم ۴۳.۸ بودم... امروز صبح هم قبل از بیرون اومدن از خونه وزن کردم ۴۳.۶ بودم. با توجه به نزدیک شدن پ.ر.ی.و.د و اینکه هنوز سه روز کامل از روز تقلب نگذشته اینکه در محدوده ۴۳ هستم عالیه و خیلی خوشحالم کرد.

امروز نوبت منه که بچه ها رو حموم ببرم و ازشون عکس بگیرم... فکر کنم ابروم را هم باید رنگ بزنم... فعلا که اینجا هستم... هر وقت برگشتم خونه ساعتها رو تنظیم می کنم. راستی داتیس و برزین هم ارد دادن که توت فرنگی و گوجه سبز و بستنی تموم شده بخر... یادم باشه بخرم. یک سر به بانک هم باید بزنم. سبزی هم باید بخرم.

جمعه هجدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در جمعه 18 اردیبهشت 8 می ...  
جمعه
ساعت بیداری صبح

دیر

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶= سوپ کاری با مرغ و قارچ و سیب زمینی و پنیر و لیموترش= ۲۰۰ کالری

شام ------
میان وعده سالاد خیار و گوجه فرنگی و لیموترش= ۲۲ کالری گوجه سبز= ۹ کالری بستنی یخی= ۶۲ کالری پاپ چاک= ۱۴ کالری سیب= ۶۲ کالری
مولتی ویتامین ۲
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۶ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۶:۰۶
جمع کل کالری ۳۸۸ کالری

ویتامین ث ۱
کلسیم ۱

زینک ۱
ویتامین د ۱
ویتامین ای ۱
منیزیوم -----
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۱۹ کالری

جمعه
د/ک ۶✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

۴✔ 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

✔  

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۵قند/ ۱ ملاقه حلیم با دارچین و روغن و شکر/ ۱ قاشق گوشت با کمی ترشی لیته/ ۵ عدد پفک دوچرخه ای/ ۱ بستنی/ ۱ قاچ هندوانه/ ۲ لقمه نون و پنیر/

پونا امروز خدا رو شکر خیلی بهتره. علاوه بر سرم و آب قند چندین بار هم آب مرغ بهش دادم که خدا رو شکر بالا نیاورد.

برای شام بچه ها و همینطور غذای خودم سوپ کاری درست کردم با مرغ و قارچ و سیب زمینی و رشته و خلاصه همه چیز... برزین از حالا هی میاد و میره و میگه کی شام می خوریم... برزین عاشق سوپهای منه.

مامانم نشسته داره برای پونا گریه می کنه... خب این باعث اعصاب خوردی من نمیشه؟

پونا بازم بیحال تر شده... فردا صبح قراره ببرمش بیمارستان... هرچی به بقیه می گم الان بریم می گن چرا عجله داری. قرار برای فرداست...تا ظهر بهتر بود الان باز اینطور... اعصابم خرابه... اینجور وقتها سست میشم... از ضعف نه... از ترس...

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در پنج شنبه 17 اردیبهشت 7 می ...  
پنج شنبه
ساعت بیداری صبح

دیر

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------

شام ساعت ۱۲:۲۰= ۱ تخم مرغ آبپز ۵۲ گرمی= ۸۱ کالری
میان وعده خیار= ۶ کالری گوجه فرنگی= ۹ کالری توت فرنگی= ۶ کالری گوجه سبز= ۱۲ کالری سیب= ۵۵ کالری آب نبات= ۲۰ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۵ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۵
جمع کل کالری ۱۸۹ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

پنج شنبه
د/ک ۶✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

✔ 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

 

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

✔ 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔  

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- حمام✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

 

تماس با همکاران و دوستان

✔  

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

 

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔  

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ فنجان قهوه تلخ/ ۱ لیوان چای/ ۱ شیرینی کوچک مغزدار/ نصف لیوان شیرموز/ ۲ قاشق هندوانه/

 امروز تا الان بازم پونا سرم داشت با کلی آنتی بوتیک و ویتامین... الانم بیحال خوابیده اما از دیروز یکم بهتره. دیشب که تا صبح فکر می کردم داره از بین میره اما بعد از سرم هم چشماش یکم باز شد هم جیش کرد. دارم از پا می افتم اما مهم نیست... دلم برای پناه طفلک سوخته همینطور فرنوشا. داتیس و برزین که خدا را شکر یکم بزرگ و عاقلن و خودشون توی کارای پونا خیلی خیلی بهم کمک می کنن. ورزان هم رفته خونه یکی از دوستامون. اما پناه طفلی از این توجهی که به پونا میشه داره دق می کنه... یکم افسرده شده. توی هر فرصتی گیر میارم میام سمتش و بوسه بارونش می کنم اما خب اکثر اوقات شاهد و ناظر توجه ما به پوناست... فرنوشا هم طفلی بی هدف یه گوشه میشینه و تنهایی مشغول بازی میشه. دلم می خواد خودمو تیکه تیکه کنم وقتی می بینم نمی تونم به همشون طوری برسم که همه ارضا بشن... خدایا... فرشتگان... کمکم کنید...

برام سواله که چرا امسال اینطوری شده. هر روز یه بامبول هر روز یه ناراحتی... یعنی من انرژی منفی دادم... کسی به انرژی های منفی و قانون جاذبه اعتقاد داره؟ چطوری این مشکلو رفع کنم... من که همیشه سعی می کنم مثبت باشم... پس اگه تقصیر من نیست تقصیر کیه؟

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در چهارشنبه 16 اردیبهشت 6 می ...  
روز تقلب چهارشنبه
ساعت بیداری صبح

۶:۳۰

صبحانه ۵ شیرینی مربایی+ ۸ لقمه بزرگ نون و پنیر و نیمرو و لیموترش با خیارشور و سبزی و سس خردل
میان وعده ۱ کاسه حلیم با شکر
ناهار ۹ قاشق باقالی پلو با مرغ+ ۱ کاسه کوچک ماست+ ۱ کلم شور
میان وعده

۱ بستنی+ ۲ شیرینی انجیری+ ۳ شیرینی مربایی

شام ۱ ران مرغ سوخاری+ ۲ برش پیتزا+ نصف بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ ۱ قاق سالد ماکارونی با نخود فرنگی و سس فرانسوی+ کلم شور+ خیارشور+ ۱ پیاله ژله دو رنگ+ ۳ برش کیک ساده
میان وعده ۵ قاشق ماکارونی با سس خردل+ ۹ قاشق پلو خورش کرفس با گوشت+ سبزی+ کمی ماست و خیار+ کلم شور+ کمی نان سبوس دار+ ۱ برش کوچک کیک خامه ای شکلاتی
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۷ لیوان آب
خواب بعد از ظهر نیم ساعت
ساعت خوابیدن شب تا ۸ صبح فردایش بیدار بودم.
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب چهارشنبه
د/ک ۱۰✔
د/ب ۴✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔ 

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی مطالعه✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

اوره پونا بالاست اما کراتینینش نه. البته کراتینین دیرتر بالا میره. نه؟ چه کار کنم؟ نمی خوام بچه مو بدم دستشون هر غلطی میخوان بکنن. چرا اینجوری شده؟ تو رو خدا یه ایده ای بدین. دو روز جیش هم نکرده. سرم بهش زدیم به سفارش دکتر سارا جونم و مامان گلم. هرچی هم میدیم بالا میاره. از آب گرفته تا همه چی. بیحال بیحال هم هست. دارم میبرمش بیمارستان. تو رو خدا دعا کنین برامون. دیروز که خیلی اونجا اذیت شد. فدات بشم مادر. الهی قربونت برم که اینقدر گریه کردی.

لپ تاپ رو با خودم میبرم. هزار تا کار ریخته سرم. آقای و هم که گویا کار داشتن... تشریف بردن!!!

بهش آمپی سیلین زدن و ب کمپلکس... الانم سرم بهش وصله. با ظرف غذای مدرسه برزین برای خودم ناهار آورده بودم که اینجا سر پایی خوردم. الان اعصابم یکم راحتتره. پونا هم غرق خوابه. فکر کنم تا ۴-۴:۳۰ مجبور باشم بمونم چون سرمش تازه نصف شده. راستی آزمایش ادرار هم ازش گرفتن. کنارش نشستم دارم با لپ تاپ روی کارام کار می کنم.

با اصرار دوستم باهاش رفتم بیرون که حالم کمی بهتر بشه. پونا خیلی مریضه... بیحاله. هنوزم جیش نکرده با اینکه ۲ بار سرم بهش زدیم. مشکل کلیه اش قطعیه. یکیش به شکل ابنورمالی در سایز کوچیک شده!!! اون یکی هم چندین درصد از کارآییش از بین رفته و همه اینا در عرض یه مدت کوتاه. آخرین بار قبل از عید چک آپ کردن. خلاصه اینکه همین... می خواستم دیگه وبلاگو ننویسم اما خب که چی... باز اینجا میتونم افکار و احساساتمو بنویسمو خودمو تخلیه کنم.

سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در سه شنبه 15 اردیبهشت 5 می ...  
سه شنبه
ساعت بیداری صبح

۹

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶:۳۰= سوپ کاری با مرغ و رشته و قارچ و سیب زمینی و پنیر و لیموترش= ۱۹۶ کالری

شام ------
میان وعده توت فرنگی= ۱۸ کالری گوجه سبز= ۸ کالری بستنی یخی= ۷۱ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۵ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۳:۳۶
جمع کل کالری ۲۹۳ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

سه شنبه
د/ک ۸✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

✔ 

گوش دادن به موسیقی

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

  

آموختن مطالب جدید

✔ 

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

  

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

  

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

  

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

 

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۲ قند/ ۱ شیرینی کوچک گردویی/ ۱ شیرینی مربایی/ ۸ عدد توت فرنگی/ ۱ ساندویچ کوچک مرغ با گوجه فرنگی و پیاز و جعفری و خیارشور/ ۱ لیوان نوشابه زرد/

فرنوشا بهتره اما پونا بدتر شده. چه گیری افتادم. خیلی بی حاله. تب نداره اما چیزی هم نمیخوره. الان دقیقا ۲۴ ساعته چیزی نخورده چون دیروزم هرچی دادم بالا آورد. خدا کنه بهتر بشه هرچه سریعتر... یکی دو روزه لاغر شده... اینقدر محسوس که امروز پدرم تا دیدش گفت این بچه چرا اینقدر لاغر شده!

تا یکی دو ساعت دیگه پونا رو میبرم بیمارستان یک چک آپ انجام بدن.

دکتر میگه کلیه هاش مشکل دارن! هنوز توی شوک هستم. اعصابم خورد شده. حالا فردا باز میرم که جواب کامل آزمایشهاشو بگیرم بیارم خونه ببینم پدرم و آقای "و" چی میگن.

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در دوشنبه 14 اردیبهشت 4 می ...  
دوشنبه
ساعت بیداری صبح

دیر

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------

شام ساعت ۱۲:۲۰= ۱۰۰ گرم قارچ آبپز+ ۱۰ گرم آب لیموترش= ۳۸ کالری
میان وعده خیار= ۳ کالری گوجه فرنگی= ۴ کالری توت فرنگی= ۱۸ کالری سرلاک= ۱۷ کالری توت خشک= ۹ کالری
مولتی ویتامین ۲
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۳:۳۰
جمع کل کالری ۸۹ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

دوشنبه
د/ک ۶✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

تماشای فیلم

✔ 

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صوزت و ابرو✔
تغذیه بچه ها

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

 

تماس با همکاران و دوستان

✔  

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

 ✔

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ استکان قهوه تلخ/ ۱ لیوان چای/ ۲ قند/

فرنوشا مریض شده. بردمش دکتر خودشون. براش آمپول و پماد نوشت. از اول روز درگیر مریضی فرنوشا بودم. دکتر میگه سرماخوردگیه اما از نوع شدیدش و البته همراه با بدن درد.

امروز تمایلی به خوردن تخم مرغ ندارم. سیرم. شاید قارچ بخورم.

عجب!!! همین الان به پونا و پناه سوپشونو دادم... پونا بلافاصله همشو بالا آورد. اعصابم خورد شد.

 

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در یکشنبه 13 اردیبهشت 3 می ...  
روز تقلب یکشنبه
ساعت بیداری صبح

۵:۴۰

صبحانه ۶ شیرینی مربایی+ ۱ شیرینی نارگیلی+ ۸ لقمه بزرگ نون و پنیر و نیمرو و خیارشور و سس خردل+ ۹ عدد چکاچک+ ۱ پیاله کوچک حلیم با شکر
میان وعده ------
ناهار ۱ بشقاب باقالی پلو+ نصف ۱ ران مرغ+ نصف ۱ تکه کوچک جوجه کباب+ کلم شور+ نصف پیاله ماست و خیار
میان وعده

۱ بستنی توت فرنگی سالار+ ۴ شیرینی مربایی

شام ۲ ران مرغ سوخاری+ ۲ برش و نیم پیتزا+ ۱ قاشق سالاد ماکارونی با نخودفرنگی و سس فرانسوی+ ۱ پیش دستی سیب زمینی سرخ کرده با سس+ خیارشور و کلم شور+ ۱ پیاله ژله دو رنگ+ نصف برش کیک خامه ای+ ۱ شیرینی مربایی
میان وعده ۱۰ قاشق ماکارونی با سس خردل+ ۵ قاشق پلو خورش کرفس+ ۱۵ قاشق پلو خورش بادمجان+ کمی ماست و خیار+ ۲ شیرینی کوچک انجیری+ ۱ برش کوچک کیک خامه ای
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۸ لیوان آب + ۲ فنجان چای+ ۱ بطری و نصفی نوشابه زرد کوچک
خواب بعد از ظهر ۱ ساعت و ربع
ساعت خوابیدن شب دیر
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب یکشنبه
د/ک ۹✔ 
د/ب ۳✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- ناخن دست✔ 
تغذیه بچه ها
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی مطالعه
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

امروز خودمو صبح وزن کردم و باز در محدوده ۴۳ بودم... منظورم خود خود ۴۳ نیست... مثلا امروز ۴۳.۵ بودم. هفته قبل ۴۳.۱ هفته قبل ترش ۴۳.۸ باز هفته قبلش ۴۳.۶ هفته قبل ترش ۴۳.۴... و قبلش خود ۴۳... خلاصه اینکه بنا بر چیزایی که خوردم فعالیتی که کردم هورمونها و غیره دویست سیصد گرم بالا پائین داره اما از بهمن ماه در محدوده ۴۳ بودم یعنی چیزی حدود ۴ ماه... و این مسئله تا سالها باید ادامه پیدا کنه. یعنی موندن در محدوده ۴۳... راستی یه چیزی... من طی این ماهها متوجه شدم که بهترین و درستترین زمان برای وزن کردن... برای خانوما... درست ۶ الی ۷ روز بعد از شروع پریوده... همیشه این کارو انجام بدین هر ماه و جداگانه یادداشتش کنین... خیلی جالبه.

امروز با داتیس و برزین دو سه ساعت فقط حرف می زدیم و می خندیدیم.. اونا از مدرسه و دوستا و معلمشون می گفتن و خلاصه ساعات خوشی بود. پونا و پناه پیش مامانم اینا هستن. فرنوشا و ورزان هم کلاس (شنا) هستن. باباشون داره حاضر میشه بره تا ۱ ساعت دیگه دنبالشون...

از بس هر هفته لوبیاپلو خورده بودم بجای باقالی پلو نوشتم لوبیاپلو... ولی عجب این باقالی پلو چسبید!

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در شنبه 12 اردیبهشت 2 می ...  
شنبه
ساعت بیداری صبح

۹:۴۵

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۵:۵۰= ۱۰۰ گرم سیب زمینی آبپز+ ۵۲ گرم ماست بدون چربی= ۱۱۱ کالری

شام ------
میان وعده گوجه سبز= ۱۸ کالری بستنی یخی= ۶۳ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان و نیم آب
خواب بعد از ظهر ۲ ساعت
ساعت خوابیدن شب ۳:۱۵
جمع کل کالری ۲۰۱ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۹ کالری

شنبه
د/ک ۸✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

۳✔

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

✔ 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا-حمام- رنگ ابرو✔
تغذیه بچه ها
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔  

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۲ لیوان چای/ ۱ شیرینی کوچک انجیری/۱ پیش دستی ماکارونی/ نصف پیاله ماست و نعنا/نصف لیوان دوغ/۱ قند/

چند تا عکس از بچه ها توی ادامه مطلب گذاشتم... پارتی بازی کردم و از پونا و پناه بیشتر گذاشتم چون هنوز کوچیکن و دم در نیاوردن که مثل بقیه برای هر یه دونه عکس مجبور باشم منتشونو بکشم و اونا هم برام کلاس بذارن

خودم یکی دو فصل دنیای سوفی را خوندم دیدم از دنیای تئو خیلی ساده تر و قشنگتر و روانتره برای همین شروع کردم به خوندن برای بچه ها... فعلا که تا الان برزین خیلی جذب شده... فکر کنم برای اینکه شخصیت اول داستان یک دختره که درست مثل خود برزین خیلی متفکره... الان صفحه ۴۸ هستیم. در کل کتاب ۶۰۰ صفحه است...

امروز باید ابرومو رنگ کنم. بچه ها رو ببرم حموم. بعدش خودم. بعد جلسه عکاسی داریم... البته همه اینا مال ساعت ۸-۹ شبه. الان دارم روی پرونده ها کار می کنم.

برزین بقدری از این کتاب دنیای سوفی خوشش اومده (نمی دونم اصلا می فهمه یا نه) ولی همین جریان نامه های مرموزی که برای سوفی میاد خیلی هیجان زده اش کرده... که مجبورم کرد بازم براش بخونم.(داتیس خوشش نیومد و رفت) تا سر صفحه ۹۷ براش خوندم و بعد خوابش برد. منم یه ۲ ساعتی خوابیدم.

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در جمعه 11 اردیبهشت 1 می ...  
جمعه
ساعت بیداری صبح

۱۰:۳۰ 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------ 

شام ساعت ۹= سوپ قارچ و گوشت با سیب زمینی و پنیر و لیموترش= ۱۹۵ کالری
میان وعده ۱ بستنی یخی= ۶۲ کالری گوجه سبز= ۲۸ کالری هندوانه= ۱۴ کالری سیب=۴۹ کالری توت خشک= ۶ کالری
مولتی ویتامین ۲
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۴ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ۴ ساعت
ساعت خوابیدن شب ۵
جمع کل کالری ۳۶۳ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۹ کالری

جمعه
د/ک ۵✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

۴

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

گوش دادن به موسیقی

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

  

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔ 

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو-پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۴ قند/ ۳ پولکی کوچک/۱ ملاقه سرخالی حلیم با کمی روغن و دارچین و شکر/ ۱ سوم نون باگت با کمی مرغ و خیارشور و گوجه فرنگی/ ۱ لیوان نوشابه مشکی/ ۲ قاشق پلو/۱ قاشق خورش قورمه سبزی/

امروز رفتیم کرج... بچه ها حسابی کیف کردن. توی آب هم رفتن. خدا را شکر پونا هم خوب بود. دوره آنتی بیوتیکش تموم شد و دیگه تکرارش نکردم.
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در پنج شنبه 10 اردیبهشت 30 آوریل ...  
پنج شنبه
ساعت بیداری صبح

دیر 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------ 

شام ساعت ۱۲:۴۰= ۱ تخم مرغ آبپز ۵۲ گرمی= ۸۱ کالری
میان وعده گوجه سبز= ۲۸ کالری هندوانه= ۹ کالری خیار= ۸ کالری گوجه فرنگی= ۹ کالری سیب= ۱۷ کالری سرلاک= ۱۷ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۴ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ۱ ساعت
ساعت خوابیدن شب ۴:۵۰
جمع کل کالری ۱۸۷ کالری

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ۱
ویتامین د ------
ویتامین ای ۱
منیزیوم ------
مینرال ۱

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۱۸ کالری

پنج شنبه
د/ک ۷✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

✔  

پاکسازی و مرتب سازی منزل

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- حمام✔
تغذیه بچه ها ✔+ ب کمپلکس 
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی

سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ فنجان قهوه تلخ/۲ لیوان چای/۲ قند/۴ شیرینی کوچک انجیری/

ساعت ۱۰:۲۰ شبه. تا ۱۱ باید به سایر کارام برسم که ساعت ۱۱ برم حموم.
چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در چهارشنبه 9 اردیبهشت 29 آوریل ...  
روز تقلب چهارشنبه
ساعت بیداری صبح

۶:۳۰ 

صبحانه ۶ شیرینی مربایی+۸ لقمه بزرگ نون و پنیر و نیمرو و خیارشور و چیپس
میان وعده ۱ قاشق مرباخوری شله زرد+ ۱ شیرینی مربایی
ناهار نصف بشقاب لوبیاپلو+ ۴ عدد زیتون پرورده+ ۳ قاشق ماست و خیار
میان وعده

۱ بستنی توت فرنگی سالار+ ۴ شیرینی مربایی

شام ۱ ران مرغ سوخاری+ ۳ برش پیتزا+ ۱ پیش دستی نخود فرنگی با سس فرانسوی+ ۱ بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ خیارشور+کلم شور+ کمی ژله دورنگ+ نصف ۱ برش بزرگ کیک کاکائوئی خامه ای
میان وعده ۹ قاشق پلوخورش کرفس+ ۷ قاشق ماکارونی با سس خردل+ ۴ قاشق پلوخورش بادمجان+ کمی چکاچک+ سالاد خیار و گوجه فرنگی با سس و روغن زیتون و لیموترش+ کمی ماست و خیار+ ۱ قاشق چایخوری ماست میوه ای+ ۴ شیرینی نارگیلی کوچک
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۸ لیوان آب+ ۱ بطری و نیم نوشابه زرد کوچک+ ۳ فنجان چای
خواب بعد از ظهر ۱ ساعت و نیم
ساعت خوابیدن شب دیر
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب چهارشنبه
د/ک ۱۳✔
د/ب ۳✔ 
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

ثبت فیلم روزانه

  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

پاکسازی و مرتب سازی منزل

  

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها ✔+ ب کمپلکس 
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی مطالعه✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

زهره جونم... دوست گلم... ببخش که اینقدر با تاخیر تونستم جواب سوالاتتو بدم. توی همون کامنتای روز یکشنبه جواب سوالاتتو دادم. می بوسمت.

مهسای گل و نازنینم... هرچی می خوام برات جوابتو بنویسم این ضربدر قرمزه میاد به جای پسورد!!! فدات بشم. چشم قربونت برم. بازم عکس میذارم... وای برای منم امسال خیلی مسائل پشت هم پیش اومد... اما بذارش به حساب تصفیه شدن و رو به بهبودی رفتن... در ضمن هنوز آخرای کتاب دنیای تئو هستیم... حدود ۶۰ صفحه مونده تموم بشه... فکر کنم از فردا پس فردا دنیای سوفی را شروع کنیم...

سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در سه شنبه 8 اردیبهشت 28 آوریل ...  
سه شنبه
ساعت بیداری صبح

۱۰ 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۳:۱۵= سوپ گوشت با قارچ و سیب زمینی و پنیر و لیموترش= ۱۷۱ کالری 

شام ۴ پاستیل= ۲۸ کالری ۳ آب نبات نعنایی= ۹ کالری کوکوپاپس=۱۶ کالری
میان وعده ۱ بستنی یخی= ۵۸ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان آب + ۲ لیوان چای
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۵
جمع کل کالری ۲۸۲ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

سه شنبه
د/ک ۹✔ 
د/ب ۱✔ 
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

✔ 

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

✔  

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- حمام- دوش✔ 
تغذیه بچه ها ✔ 
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔  

تماس با همکاران و دوستان

✔  

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۴ لیوان چای/۲ قند/۶ قاشق پلو خورش قورمه سبزی/۱ پیش دستی کوچک سالاد کاهو و گوجه فرنگی و خیار با آبلیمو و روغن/ ۱ لیوان نوشابه سیاه/ ۱ بستنی یخی/ ۳ شیرینی مربایی/۳ عدد توت خشک/۱۰ عدد چکاچک/

دارم میرم منزل همکارم.... پونا بهتره البته باید هم به پونا و هم به پناه آنتی بیوتیک بدم هر ۸ ساعت... امروز برای همه سوپ پختم... مال خودم چون باید کالری شماری میشد جدا پختم.

برای اینکه منزل همکارم بتونم با چایی چیزی بخورم چند تا آب نبات رژیمی و پاستیل کالری دار می برم.

دوستای گلم ممنون از کامنتای قشنگتون. به محض اینکه این تنش و برو و بیا کمی رفع شد به همتون سر می زنم. همین امشب یا به امید خدا فردا

دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در دوشنبه 7 اردیبهشت 27 آوریل ...  
دوشنبه
ساعت بیداری صبح

دیر 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------ 

شام ساعت ۱۲:۴۰= ۱ تخم مرغ آبپز ۵۴ گرمی= ۸۴ کالری
میان وعده گوجه فرنگی= ۸ کالری خیار= ۸ کالری سیب= ۳۸ کالری
مولتی ویتامین ۲
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۴ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ۳ ساعت و نیم
ساعت خوابیدن شب ۵:۵۰
جمع کل کالری ۱۳۸ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

دوشنبه
د/ک ۶✔
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

ثبت فیلم روزانه

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

پاکسازی و مرتب سازی منزل

  

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت وابرو✔
تغذیه بچه ها
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی مطالعه✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ فنجان قهوه تلخ/۶ عدد چکاچک/۲ لیوان چای/۲ قند/

توی مطب دکتر هستم. پونا را آوردم باز معاینه اش کنه... دیشب هم یک مسئله اداری مشکوک پیش اومد که تا چند ساعت تن و بدنمو لرزوند... نمی دونم این روزا چرا هی اتفاقات اینجوری برای خودم و خانواده ام می افته. دارم خیلی اذیت میشم. البته خدا بزرگه و فرشتگان حضور دارند... میکائیل.. گابریل... اریل... هنیل... رافائل...

بازم آنتی بیوتیک بهش داد (آمپولم بهش زد) و گفت به امید خدا زودی خوب میشه.

یکشنبه ششم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در یکشنبه 6 اردیبهشت 26 آوریل ...  
روز تقلب یکشنبه
ساعت بیداری صبح

۵:۳۰ 

صبحانه ۸ شیرینی مربایی+۸ لقمه بزرگ نون و پنیر و نیمرو و خیارشور و سبزی+ ۳ قاشق مرباخوری شله زرد+ ۸ عدد چکاچک
میان وعده ۱ شیرینی نخودچی
ناهار ۳ قاشق زرشک پلو+ نصف بشقاب لوبیا پلو+ کمی ماست و خیار+ خیارشور+ ۱ زیتون پرورده
میان وعده

۳ شیرینی مربایی+ ۱ سالار بستنی توت فرنگی+ ۱ قاچ گلابی

شام ۲ ران مرغ سوخاری+ ۳ برش پیتزا+ کمی سالاد ماکارونی با سس فرانسوی+ ۱ بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ خیارشور+ کلم شور+ ۱ بشقاب ژله دو رنگ ۱ برش بزرگ کیک خامه ای کاکائویی
میان وعده ۱۰ قاشق پلو خورش کرفس+ ۳ قاشق پلوخورش بادمجان+ سبزی+ ماست و خیار+ ۳ عدد زیتون پرورده+ کلم شور+ نصف ۱ برش کیک خامه ای
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۷ لیوان آب+ ۴ فنجان چای+ ۱ بطری و نصفی نوشابه زرد
خواب بعد از ظهر ۲ ساعت
ساعت خوابیدن شب دیر
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب یکشنبه
د/ک ۱۴✔
د/ب ۳✔
چند پیک موفقیت

  

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

  

گوش دادن به موسیقی

✔  

ثبت عکس روزانه

✔  

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔  

آموختن مطالب جدید

✔ 

بهداشت شخصی ۲ مسواک-صورت و ابرو- پوست دست و پا- ناخن دست✔
تغذیه بچه ها

✔+ شیر ویتامینه

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔  

تفریحات شخصی

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی آماده سازی✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

چند تا از دوستای گلم گفتن که عکس جدید بذارم... حقیقتش این روزا حوصله عکس انداختن از خودمو نداشتم! اما چندتایی هست که برزین گرفته روز اول عید خونه مامانم اینا... توی وزن محدوده ۴۳...

این عکس رو که میدونید موقعی که ۶۴ کیلو بودم گرفتم...

اینم  یک ازهمون عکسایی که برزین روز اول فروردین از من گرفت...

می دونم ایده آل نیست اما با سه بار زایمان تا همین حدش هم قانعم

شنبه پنجم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در شنبه 5 اردیبهشت 25 آوریل ...  
شنبه
ساعت بیداری صبح

 ۷:۳۰

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶:۲۰= ۱۰۰ گرم سیب زمینی آبپز+ ۵۲ گرم ماست بدون چربی= ۱۱۱ کالری 

شام ------
میان وعده بستنی یخی= ۶۲ کالری ۱ پاستیل= ۷ کالری ۱ پاپ چاک= ۱۴ کالری ۱ آبنبات= ۲۰ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۴ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه
ساعت خوابیدن شب ۳:۱۵
جمع کل کالری ۲۲۳ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۹ کالری

شنبه
د/ک ۹✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

✔ 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔  

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- حمام- رنگ مو و ابرو✔
تغذیه بچه ها

✔+ ب کمپلکس 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

 

تماس با همکاران و دوستان

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی آماده سازی✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۳ لیوان چای/ ۶ قند/۲ لقمه نان لواش با املت/۱ لیموترش/۲ قاشق ماست/ ۲ پر پرتقال/

 امروز برای صبحانه اهالی خانه یک عالم کوکو سیب زمینی مشتی درست کردم که بوی خوشش مستم کرد... اشکال نداره... روز تقلب فرداست... کمتر از ۲۴ ساعت دیگه

امروز خیلی کار دارم... بخش دوازدهم پرونده اصلی باید تا فردا ظهر تموم بشه. تازه امروز باید مو و ابرومو رنگ بزنم. همه بچه ها را ببرم حموم. جلسه عکاسی هم داریم... تازه دلم می خواد یک وقتی رو بذارم مختص آقای و... بشینیم با هم گپ بزنیم... مامان و بابای گلم هم همینطور... دلم می خواد با اونا هم اختصاصی یه تایمی رو بگذرونم... ببینید چقدر کار دارم

نمی دونم چرا این روزا هی از این مسائل پیش میاد! پونا خانوم مریض شده! ببینید. آخه این چه وضعیه...! یعنی چی! بردمش دکتر خودشون... کمی آنتی بیوتیک داد گفت به پناه هم بدم.

دارم بکوب روی پرونده اصلی کار می کنم... باید سریعتر کار کنم...

یک سوپ گوشت غلیظ هم برای بچه ها  و همه اهالی خونه پختم واسه شام... پر بود از تیکه های گوشت... و آب گوشت و رشته و سیب زمینی و قارچ و گوجه فرنگی و سبزی... بوی خوشش مستم کرد... اما از اینکه اعضای خونه خوردن و کیف کردن من هم کیف کردم... عوضش فردا هم روز تقلب منه

همزمان که دارم روی پروژه کار می کنم باید موی سرمو هم رنگ بزنم... بچه ها را هم باید ببرم حموم. بعدشم خودم... جلسه عکاسی هم داریم... وای ساعت ۹:۳۰ شبه. باید عجله کنم.

جمعه چهارم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در جمعه 4 اردیبهشت 24 آوریل ...  
جمعه
ساعت بیداری صبح

دیر 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶:۳۰= سوپ مرغ با سیب زمینی و قارچ و رشته و پنیر و لیموترش= ۱۸۰ کالری 

شام ------
میان وعده ۱ بستنی یخی= ۵۸ کالری گوجه سبز= ۹ کالری خیار= ۱۰ کالری گوجه فرنگی= ۱۱ کالری سیب= ۳۹ کالری ۱ پاپ چاک= ۱۴ کالری ۲ پاستیل= ۱۴ کالری اسپشل کی= ۸ کالری ۲ آبنبات= ۴۰ کالری
مولتی ویتامین ۲
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۴ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۳:۳۰
جمع کل کالری ۳۸۳ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

جمعه
د/ک ۶✔ 
د/ب ۲✔
چند پیک موفقیت

  

مطالعه آزاد

✔  

تماشای فیلم

  

گوش دادن به موسیقی

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو✔ 
تغذیه بچه ها

✔ + ب کمپلکس 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔  

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔  

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی آماده سازی✔ 
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ لیوان چای/ ۲ قند/ ۱ فنجان شیرموز/ ۱خرما/ ۱ آبنبات/۵ قاشق ماست موسیر/۴ چنگال سالاد کلم و کاهو و سس/۳ تکه کباب کوبیده/ ۱ تکه جوجه کباب/ ۷ قاشق برنج/۲ لیوان نوشابه زرد/۳ لوبیا سبز دراز پخته/۱ ملاقه سرخالی سوپ شیر با آبلیمو/۱ تکه کوچک ته دیگ برنج/۱ قاشق خورش فسنجون/۴ قاشق سالاد کلم با سرکه/

قرار بود امروز به داتیس روغن کرچک بدیم با آنتی بیوتیک که برای فردا آماده اش کنیم. اما خدا را شکر دارویی که دکتر داده بود تمام علائم ناراحتیشو از بین برده برای همین دیگه برای بیوپسی نمی ریم. وای خدایا... فرشتگان... سپاس... سپاس... سپاس بیکران...

چه جالب... روز چهارشنبه که روز تقلبم بود وقتی خودمو وزن کردم در محدوده ۴۳ بودم. شبش شدم ۴۵.۲ ... پنج شنبه صبح ۴۴.۸ بودم... پنج شنبه شب ۴۴.۲... امروز هم که وزن کردم باز در محدوده ۴۳ بودم... خیلی خوبه که آدم یک روز حسابی به خودش حال بده و برای چندین روز شارژ بشه اما اصلا هیچ وزنش بالا نره... کیک خامه ای بخوره... پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده و یه عالم شیرینی و آجیل بخوره... توی مهمونی هیچ احساس بدی نداشته باشه اما باز وزنش کم باقی بمونه... خوشحالم که این روش وجود داره و آدم هیچ وقت احساس محرومیت نمی کنه.

این مطلبو یه جا خوندم. برام جالب بود.

eating smaller meals more frequently will boost your metabolism

در جواب این مطلب:

That's often touted by a lot of the magazines and even some professionals

but in the research and anecdotally it really isn't the case. I mean, if higher

meal frequency helps you personally in terms of hunger and the like, that's great. I

'm not suggesting anyone change that


But many people can do just as well or even better

with a lower meal frequency

The misunderstanding comes primarily from the thermic effect of food,

otherwise known as TEF. It's one component of our metabolic needs.

The smallest I might add.

The other components include the thermic effect of activity (TEA)

and your basal metabolic rate (BMR).

TEF increases after you eat, obviously,

as your body works to breakdown and utilize the foods you just ate.

Each time you eat, metabolism increases.

People took this too mean, "Eat more frequently and boost your metabolic rate


The problem with this logic is this:

If you eat fewer, larger meals...

the thermic effect per meal is going to be larger

since your body will have to "work harder" to

breakdown and utilize the larger food per meal.

Thus, you're left with zero net difference in terms of TEF or metabolism

Same calories spread over more, smaller meals =

smaller, more frequent TEF per meal

Same calories spread over less, larger meals =

larger, less frequent TEF per meal

People's satiety and enjoyment tends to vary

greatly depending on the individual response to meal frequency

Metabolic rate though, doesn't swing much,

if at all, relative to meal frequency as noted above


Hope that helps 

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در پنج شنبه 3 اردیبهشت 23 آوریل ...  
پنج شنبه
ساعت بیداری صبح

دیر 

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

------ 

شام ساعت ۱۲ شب= ۱ تخم مرغ آبپز ۵۶ گرمی= ۸۷ کالری
میان وعده توت فرنگی= ۷ کالری کیوی= ۹ کالری خیار= ۱۲ کالری گوجه فرنگی= ۲۱ کالری سیب= ۲۶ کالری ۱ پاستیل= ۱۴ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۲
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان و نیم آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۳:۱۰
جمع کل کالری ۱۸۶ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ۱

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۱۰ کالری

پنج شنبه
د/ک ۸✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

 

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

آموختن مطالب جدید

 

بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست- حمام✔
تغذیه بچه ها

✔ 

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔ 

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ فنجان قهوه تلخ/ ۱ فنجان شیر و نسکافه/ ۲ لیوان چای/۲ قند/ ۱ قاشق چایخوری شکر/۳ شیرینی مربایی/ سه چهارم یک گلابی/ کمی لیموترش/

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در چهارشنبه 2 اردیبهشت 22 آوریل ...  
روز تقلب چهارشنبه
ساعت بیداری صبح

۶ 

صبحانه ۳ قاشق مرباخوری شله زرد+ ۱۰ شیرینی مربایی+ ۴ لقمه بزرگ نون و پنیر و سالاد الویه و نیمرو با لیموترش و چیپس
میان وعده ۵ قاشق مربا خوری شله زرد+ ۱ شیرینی مربایی+ ۱ شیرینی بادام سوخته+ ۱ شیرینی نخودچی+ ۱ پسته+ ۶ بادوم هندی+ ۳ بادوم+ ۱ قاچ گلابی
ناهار ۲۰ قاشق خوراک مرغ و نخود فرنگی با خیارشور و چیپس+ ۴ قاشق ماست چکیده موسیر دار+ ۱ تکه بزرگ ته دیگ
میان وعده

۲ سوهان عسلی+ ۲ شکلات لیکوردار+ ۵ پسته+۵ بادوم+ ۲ شیرینی خشک کوچولو+ ۱ برش کیوی+ ۱ شیرینی مربایی

شام یکی و نصفی ران مرغ سوخاری+ سه تا و نصفی برش پیتزا+ ۱ بشقاب سیب زمینی سرخ کرده با سس+ خیارشور+ ژله دو رنگ+ ۱ برش کیک خامه ای
میان وعده ۱۲ قاشق پلو خورش کرفس+ ۲ قاشق ماکارونی+ ۲ قاشق لوبیاپلو+ ۳ قاشق قورمه سبزی+ ماست+ لیموترش+ ۱ برش کیک خامه ای
مولتی ویتامین ------
ب کمپلکس ------
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۶ لیوان آب+ ۷ لیوان چای+ ۱ لیوان دوغ
خواب بعد از ظهر ۲۰ دقیقه
ساعت خوابیدن شب دیر
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ۱
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ۱
آهن ۱

کالری مکملها ------

روز تقلب چهارشنبه
د/ک ۱۲✔
د/ب ۴✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

گوش دادن به موسیقی

✔ 

ثبت عکس روزانه

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

  

پاکسازی و مرتب سازی منزل

 

آموختن مطالب جدید

✔  

بهداشت شخصی ۳ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها

✔+ ب کمپلکس

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

تفریحات شخصی

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

کار طراحی فایلهای گرافیکی

 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی آماده سازی✔ 
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

✔  

داریم می ریم منزل دوستمون برای ناهار... دلم هنوز گرفته. دوست داشتم کاملا ریلکس و راحت و با خیال آسوده بودم... همش یه چیزی توی دلم سنگینی می کنه. خدایا ... فرشتگان... میکائیل... گابریل... هنیل... رافائل...

ناخن کوچیکه دست چپم در یک ضربه انتحاری در حین آماده کردن غذای کمکی پونا و پناه لای یه چیز برنده و سفت گیر کرد و هر کاری کردم در نیومد... آخرشم بعد از هزار زور زدن... یه ذره از ناخنم شکست و دلم حسابی ریش شد...

انگار که دنیا داره میگه تا زمانی که ناراحت و بد اخلاق باشی منم اذیتت می کنم... اما آخه خب نمیشه ته دلم اضطراب و غم هست... مثل اینکه آدم احساس می کنه توی سینه اش یه چیزی سنگینی می کنه. باید نهایت سعیمو بکنم که شاد باشم. هنوز که چیزی نشده... هیچوقتم نمیشه...

۷-۸ تایی گربه شدن مشتری همیشگی دم در خونه ما...(خودمون سه تا گربه داریم داخل خونه مامانم اینا) هر روز ظهر و عصر آقای و یا پدرم براشون غذا میبره... اول فکر می کردیم یکیه... نگو نخیر چند تا هستن... اما همشون سیاه هستن با چشمای سبز زیتونی... خیلی نازن...

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
مصرف کل کالری در سه شنبه 1 اردیبهشت 21 آوریل ...  
سه شنبه
ساعت بیداری صبح

۱۰

صبحانه ------
میان وعده ------
ناهار ------
میان وعده

ساعت ۶:۱۵= سوپ میگو با قارچ و سیب زمینی و پنیر و لیموترش= ۱۷۰ کالری ۴۲ گرم ماست بدون چربی= ۲۰ کالری 

شام ------
میان وعده ۱ بستنی یخی= ۶۰ کالری کوکوپاپس= ۸ کالری آبنبات= ۱۹ کالری
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۳ لیوان آب
خواب بعد از ظهر ------
ساعت خوابیدن شب ۳:۳۰
جمع کل کالری ۲۸۶ کالری

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ۹ کالری

سه شنبه
د/ک ۶✔
د/ب ۱✔
چند پیک موفقیت

 

مطالعه آزاد

✔ 

تماشای فیلم

گوش دادن به موسیقی

 

ثبت عکس روزانه

✔ 

ثبت فیلم روزانه

 

گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق

 

پاکسازی و مرتب سازی منزل

✔ 

آموختن مطالب جدید

✔  

بهداشت شخصی ۱ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا- حمام✔
تغذیه بچه ها

✔+ عسل

مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی

✔ 

تماس با همکاران و دوستان

✔ 

نت کانتکتس- پرسنل

✔ 

تفریحات شخصی

 

رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی

✘ 

رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی

 

رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی

 

کار طراحی فایلهای گرافیکی

✔ 

بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی

✔ 

مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی آماده سازی✔
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

برنامه خورد و خوراک امروز دوست لاغر اندام من:

۱ پیاله خوراک مرغ و هویج و نخودفرنگی/ ۲ لیوان چای/ ۲ قند/ ۲ راحت الحلقوم کوچک/۱ فنجان بزرگ نسکافه با ۱ قاشق چایخوری شکر/ ۱ لیموترش کوچک/

آقای و میگه برای روز شنبه وقت دادن که داتیس رو برای بیوپسی ببریم. شنبه حدود ۲ بعد از ظهر... بچه ها تو رو خدا دعا کنید. از الان دارم جون میدم. نتیجه اش خوبه دیگه... نه؟