تبليغاتX
نيروي برتر
نيروي برتر
چهارشنبه سوم تیر 1388
چهارشنبه 3 تیر 24 ژوئن ...  
روز تقلب چهارشنبه
ساعت بیداری صبح

۶

صبحانه ۲ مربایی+ ۱ خامه ای+ ۴ لقمه نون و پنیر و نیمرو با سبزی و مخلفات
میان وعده ۱ کاسه حلیم با شکر و دارچین
ناهار ۱ نون سیردار+ ۱ بشقاب زرشک پلو با مرغ+ خیارشور و شور و سبزی
میان وعده

۱ بستنی توت فرنگی+  ۲ شیرینی خامه ای+ ۲ آلبالو+ یک بسته کوچک لینا+ ۱ انجیر

شام مرغ سوخاری+ پیتزا
میان وعده پلو خورش کرفس و کمی ماکارونی با سس خردل
مولتی ویتامین ۱
ب کمپلکس ۱
میزان مایعات مصرفی در طول روز ۵ لیوان  آب+ ۳ لیوان چای+ ۱ نوشابه
خواب بعد از ظهر ۱۰ دقیقه
ساعت خوابیدن شب نخوابیدم.
جمع کل کالری زیاد

ویتامین ث ------
کلسیم ------

زینک ------
ویتامین د ------
ویتامین ای ------
منیزیوم ------
مینرال ------

فولیک اسید ------
آهن ------

کالری مکملها ------

روز تقلب چهارشنبه
د/ک ۱۰✔
د/ب ۳✔
پیک موفقیت
مطالعه آزاد
تماشای فیلم
گوش دادن به موسیقی
ثبت عکس روزانه
ثبت فیلم روزانه
گفتگوی عاشقان و تحکیم عشق
پاکسازی و مرتب سازی منزل
آموختن مطالب جدید
بهداشت شخصی ۲ مسواک- صورت و ابرو- پوست دست و پا✔
تغذیه بچه ها
بازی و توجه به پناه
مطالعه و بررسی مطالب بروز بخش اصلی
تماس با همکاران و دوستان
نت کانتکتس- پرسنل
بازی و گفتگو و تفریح با داتیس و برزین
رسیدگی به پرونده های بخش اداری S فارسی
رسیدگی به پرونده بخش S انگلیسی
رسیدگی یا بروز رسانی پرونده های بخش  MA فارسی
کار طراحی فایلهای گرافیکی
بررسی آماری پرونده های انگلیسی و فارسی
مطالعه و آماده سازی پرونده بزرگ بخش اصلی
سایر کارهای مربوط به خودم و بچه هام

وزن امروز صبح ۴۳.۶ بود.

ماشینم خراب شده بعدازظهرم یه عالم کار دارم. خدا کنه درست بشه.

زنگ زدن گفتن ماشین درست شده. خدا رو شکر.

برزین رو بردم بیرون. خورد زمین روی دماغش زخم شد اما در کل بهش خیلی خوش گذشت. منم یه گوشه نشستم و کتاب خوندم. چی کار کنم... کار زیاد بچه ها فرصتی برای غصه خوردن بیش از حد برام نمی ذاره اما امان از لحظه ای که تنها میشم. دیشب یه سری هیستریک شدم و با گریه زاریم به روحیه بچه ها گند زدم...

دوستای گلم... مهربونا... خیلی برام عزیزید. خیلی بیشتر از اونچه خودتون تصور می کنید... از اینکه نظریات کسی رو چندین روزه تائید نکردم عذر می خوام. همشونو خوندم و به محض اینکه روحیه ام سرجاش برگرده به همتون سر می زنم و جواب نوشته های قشنگ تک تکتون رو میدم... روحیه ام خیلی خرابه. آپ کردن وبلاگ برام خیلی خوبه چون به برنامه های زندگیم نظم خاصی میده و می فهمم چه کارایی کردم و چه کارایی مونده که انجامشون بدم... بعلاوه پیامهای شما دوستان گلم بهم روحیه میده... اما من از اونجور آدمایی هستم که وقتی کسی برام اس ام اس میزنه یا مثلا کامنت میذاره.. دلم می خواد با روحیه درست و از ته قلب جوابشو بدم اینه که سرسری تایید نمی کنم... میذارم یه موقعی که روحیه داشته باشم. منو ببخشید که اینقدر تاخیر دارم... عدد ۴۰ بدجور میاد جلوی چشمم اما توافق خانوادگیه که لال بشم و بیشتر از این بچه ها رو اذیت نکنم. لباسای سیاهشونو هم در آوردم... بچه ام پر پر شد و به همین زودی هم همه می خوان که دیگه یادآوریش نکنم... بچه ام پر پر شد و حالا همه ازم می خوان خودمو بزنم به اون راه... بچه ام سر هیچ و پوچ پر پر شد... پاره تنم... پونای من... کوچولوی شکموی مامان...