ـــ دیروز قرار نبود تقلبی برگزار بشه چون هنوز به محدوده امن (وزن ۴۳) نرسیده بودم اما یهویی همه چیز دست به دست هم داد که تقلب نامحدود حادث بشه.  

ـــ بعد از مدتها با همه بچه ها رفتیم یک رستوران گویا تازه تاسیس که کلاس قیمت بالایی هم داشت به نام دیم. یکی از دوستانمون گفته بود برای یک مراسم تولد اونجا دعوت داشتن و خیلی خوب بوده (نزدیکه پارک کوروش بالاتر از سید خندان داخل یک کوچه ای هست که سر کوچه پیتزا دربدر هست) از لحاظ مالی بسیار تحت فشارم اما دیشب به خودم تاکید کردم که کوچکترین دخالتی در غذاهایی که بچه ها میخوان سفارش بدن نکنم. نه به نوشیدنی هاشون کاری داشتم نه پیش غذا و غذا و در پایان هم جاتون خالی رفتیم در فضای بازش نشستیم و دسر سفارش دادیم. غذاها را که من so so بودم اما پسرا زیاد نپسندیدن و می گفتن کمه. راست هم می گفتن. این دو تا پسربچه نه معده های بزرگی دارن نه چاق هستن نه بطور معمول غذای زیادی می خورن اما در یک چشم بهم زدنی دو تا (لم چاپس) را تموم کردن و گرسنه موندن. دخترا از کیفیت و کمیت غذاهاشون راضی بودن اما می گفتن چرب و چیلیه (رول فیله مرغ و فتوچینی و ...) پیش غذا هم ۲ مدل سالاد و کراکرز گرفته بودن.

دسرها هم اصلا و ابدا حرفه ای نبودن اما خب از حق نگذرم رفتار و طرز برخوردشون عالی بود.

بدترین قسمت ماجرا صورتحساب بود که شد ۲۱۴ تومن که با کمی انعام و ... شد ۲۲۰ تومن. با دل راحت پرداخت کردم و از دیدن اینکه بعد از مدتها همه با هم رفتیم بیرون و بچه ها خندیدن و شوخی کردن و ... خوشحال بودم. بعدش هم قرار بود بریم سینما توی پردیس ملت که فیلم فرهادی را ببینن (پسرها دوست داشتن ببینن) اما هم خیلی دیروقت بود هم بچه ها خوابشون میومد این شد برگشتیم خونه.

ـــ داتیس و ورزان را با دوست خانوادگیمون فرستادم برن کرج. احتمالا تا چند روز اونجا هستن.

ـــ فردا می خوام با دخترا برم پارک آبی پارس. تا حالا کسی رفته؟ خوبه؟ حتما باید رزرو کنم؟ هرچی به شماره اش زنگ می زنم یا بوق فکس میده یا اشغال هست.

ـــ دوستان عزیز بسیاری کامنت گذاشتن در رابطه با کاهش وزن و ... و من متاسفانه نرسیدم جواب بدم. حتما قول میدم در اسرع وقت بهتون جواب میدم.

ـــ نورث جان و سایر بچه هایی که در لینکهای من بودید همه لینکها نمی دونم چرا پریده. لطفا آدرسهاتون را برام بذارید.