ـــ با پسرا یکم سر سنگینم چون روز شنبه هرچی اصرار کردم که تا قبل از ظهر با یکی از اعضای خانواده میزبان که داشت برمی گشت تهران برگردن خونه نیومدن. من هم عصر لج کردم رفتم دنبالشون و وقتی رسیدم داشتن شام می خوردن و تا تاریک شدن هوا اونجا موندم و دیروقت راه افتادم که برگردیم که دو سه بار مسیر را گم کردم و داشتم قبضه روح میشدم.

ـــ صبح شنبه رفتم ایران خودرو و ماشین را خوابوندم اما تا بعدازظهر ماشین را تحویل دادن (مدیونید اگر فکر کنید پارتی بازی کردیم)  

ـــ وزنم با هزار عشوه و ناز و ادا داره میاد پائین.

ـــ فردا قرار تقلب گذاشتم امیدوارم وزنم بره داخل محدوده امن ۴۳. 

ـــ  توی خونه قبلا زیر تاپم تاپ نیم تنه می پوشیدم (sports b r a) بهیچوجه نمی تونم داخل خونه سو..ت.یی. ن استفاده کنم چون احساس خفگی بهم دست میده اما الان از بس گرمه نمی تونم همون تاپ نیم تنه را هم زیر تاپم بپوشم و همینجوری بدون تاپ نیم تنه فقط تاپ می پوشم و یکم معذب هستم.

ـــ بدون شیر فرنی درست کردم و عالی شد!!!!! اصلا فکر نمی کردم بدون شیر هم بشه. (پناه زیاد شیر نمی تونه بخوره چون حتی بی لاکتوزش هم دل و روده اش را بهم می ریزه) این شد که گفتم بذار بدون شیر فقط با آب امتحان کنم و خیلیییییییی خوشمزه شد.

ـــ برای ناهار فردا احتمالا پلو خورش بادمجون درست کنم...